شازده رضاي بي رمق، احمد چلبي ايران
رضا پهلوي فريبكار، احمد چلبي ايران است و دولت آمريكا امروزه به خوبي دريافته كه شازده رضاي بي رمق، همانند احمد چلبي كشور همسايه ايران سالهاست كه با سران جمهوري اسلامي و به ويژه با حجت الاسلام رفسنجاني و خاتمي و ديگر جنايتكارات، رابطه تنگاتنگ و سري دارد
و براي اثبات اين نكته ها لازم نيست كه پنتاگون و دولت آمريكا راه دوري را برود، تنها كافيست كه ارتباطات رايانه اي (كامپيوتري) و قرار ملاقاتهاي شازده رضاي بي رمق و پيرامونيان وي را ـ با فرستادگان و پيام برهاي جمهوري ناب محمدي (همانند حسين خميني و شيرين عبادي و اطلاعاتي هاي نيويوركي جمهوري اسلامي) با چشماني بازتر، بررسي و تجزيه كند.
هفته پيش، رسوائي روابط پيچيده احمد چلبي و نزديكان كنگره ملي با وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي و به ويژه آخوندهاي جنايتكار، رسانه هاي خبري جهان و بدتر از آن، تمامي كارآگاهان (خبرگان) سياسي دلسوز را لرزاند.
اين خبر، كه البته از شش ماه پيش از آن، برخي از همرزمان ما از درون ايران، نشانه هايي از ارتباطات احمد چلبي را با هاشمي رفسنجاني و به ويژه شخص اول جمهوري اسلامي، آيت الله خامنه اي، كشف كرده بودند، اما دولت آمريكا و سازمانهاي اطلاعاتي اين كشور، به دليل غيبت دو دهه اي خود از منطقه حساس خاورميانه، نخست جاي را براي اروپائيان مدعي حقوق بشر نفتي، در دو دهه گذشته براحتي فراهم كرده و در نتيجه چپاولگران فرانسوي و آلماني و انگليسي و روسي نيز، با خيالي آسوده در اين دو دهه تمامي ديكتاتورها و چهره هاي سياسي اين كشورها را از آن خود كرده و بدتر از آن، راهزنان اروپائي، اطلاعات بسيار بسيار گسترده اي را در تمامي زمينه هاي اطلاعاتي، ارتشي، در تمامي خاورميانه بزرگ از آن خود كرده است.
از سوئي ديگر، دولت آمريكا تمامي اطلاعاتش، از خاورميانه بزرگ، تا پيش از فاجعه تروريستي يازدهم سپتامبر، بسيار بسيار كم و دچار كمبودهاي فراواني بود، در جائيكه، در دوره درازمدت كلينتون و در آن هشت سال طلائي دهه نود، اتحاديه راهزنان اروپائي و در رأس آنها انگلستان و فرانسه و آلمان با سرعتي باورنكردني دستان اختاپوسي خود را در حساسترين و زرخيزترين بخش از جهان «كه همان خاورميانه بزرگ» مي باشد حلقه زده و كلينتون نيز با ژستهاي دختركش خود نيز توانسته بود كه دلربائي بسياري را ازمهرويان و مهپيكران اروپائي خود برده و بكلي استراتژيهاي درازمدت آمريكا را از ياد ببرد. در اين ميان، دولت كارآمد پرزيدنت بوش يك ويرانسراي اطلاعاتي نظامي را از هم ميهنان دمكرات خود و شخص كلينتون تحويل گرفت كه تمامي كم كاريها و لاس زنيهاي دمكراتها با اسلامگرايان و بويژه با اروپائيان منجر به فاجعه يازدهم سپتامبر گرديد. از همه بدتر، امروزه نيز پرزيدنت بوش با تمامي پشتكار و جاذبه هاي سياسي كه دارد، اما تا كارآئي و كارآمدي صد در صد كابينه خويش و به ويژه دستگاههاي اطلاعاتي آمريكا راه سختي را در پيش روي خود دارد.
پس از يازدهم سپتامبر سال دو هزار و يك، دولت آمريكا و در رأس آن پرزيدنت جرج دبليو بوش، با عزمي راسخ ميرفت تا تمامي دشواريهاي دستگاههاي اطلاعاتي خود را ترميم كرده و از خوابي سنگين كه بيش از دو دهه دولت و ملت آمريكا را فرا گرفته بود، بيرون بيايد... در همان ماههاي نخست تصميمي بجا براي تشكيل يك وزارتخانه تازه گرفته شد و همه منتظر بودند كه يك خانه تكاني جانانه در اليت (سرامدان) سياسي، رهبري، اطلاعاتي، ارتشي، جاسوسي دولت بوش صورت پذيرد. اما با تمامي سر و صداهايي كه بپا شد هنوز كه هنوز است آمريكا گويا به اهميت ايجاد يك دستگاه منسجم و يگانه اطلاعاتي، آن هم بصورت يك وزارتخانه يگانه پي نبرده است...
امروزه يكي از گرفتاريهاي جرج بوش، ناهماهنگي ميان دستگاههاي اطلاعاتي به ويژه سازمان سيا با پنتاگون و وزارت دفاع آمريكا مي باشد... بدتر از آن در وزارت خارچه آمريكا، يعني همان جائي كه كولين پاول حكمروائي مي كند، هيچ نشاني از پيروي جانانه و همكاري با پرزيدنت بوش نه تنها به چشم نمي خورد بلكه بدتر از آن حتي در مواردي بيانيه هاي مخالف هم نيز پنتاگون و كولين پاول صادر مي كنند كه سبب شگفتي بسيار ميشود... نمونه اين خودسريهاي كولين پاول را ميتوان در مورد اطلاعيه اي كه در زمينه وجود دموكراسي در جمهوري اسلامي و حمايت وي از آخوندهاي حاكم بر ايران را ميتوان نام برد كه اين اطلاعيه پاول با سخنراني ها و بيانيه هاي جرج بوش كه همواره جمهوري اسلامي ايران را يكي از محورهاي شرارت و تروريستي جهان ناميده، تفاوت زيادي دارد.
البته، من، فرهاد حمزه لو، به عنوان فردي كه خواهان سرنگوني جمهوري اسلامي و قطع رابطه چپاولگرانه اتحاديه اروپائي با دولت آينده ايران هستم، ناگفته پيداست كه نه تنها سياستهاي جرج بوش را تأييد و حمايت صد در صد مي كنم بلكه بدون ترديد در آينده ما ايرانيان هيچكدام از قراردادهاي اتحاديه راهزنان اروپائي كه در اين بيست و پنج ساله با جمهوري نامشروع اسلامي بسته شده را فاقد مشروعيت قانوني دانسته و تمامي آنها را پاره خواهيم نمود... ما ايرانيان و تمامي كساني كه همرزم و همراه فرهاد حمزه لو هستند به خوبي ميدانند كه ما با دولت و ملت آمريكا و اسرائيل هيچ دشمني نداشته بلكه ما مي توانيم راه دشوار پسامدرن (پست مدرنيسم) و نوگرائي و پيشرفت را با ياري اسرائيل و آمريكا، نه تنها در ايران پس از سرنگوني ملايان، بلكه در خاورميانه بزرگ به آساني بپيمائيم.
اما تا پيش از رسيدن به آنروز، دولت كارآمد بوش نيز، كه در چهار سال گذشته پيروزيهاي بسياري را در زمينه هاي اقتصادي، نظامي، امنيتي آمريكا پيموده است، اما به تمامي اينها نبايد بسنده كرده، بلكه در دور آينده بايد از كساني همچون رامسفلد، ولفويتس استفاده بيشتري بنمايد. جرج بوش بايد در چند سال آينده يك دگرگونيهاي اساسي در وزارت خارجه و سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا و ساختار داخلي كشور خود ايجاد نمايد و تمامي اينها ميسر نخواهد گشت مگر اينكه ايران آينده را به عنوان يك دوست و متحد هميشگي خود برگزيند، چرا كه منافع ملت ايران و اسرائيل و آمريكا چه در مبارزه با سيوسياليسم دروغين راهزنان اروپائي، چه در خاورميانه بزرگ، چه در مبارزه با اسلام گرائي و آخوندهاي سني و شيعه، و چه در مبارزه با چين و روسيه پرمدعا، هر سه كشور ايران، اسرائيل، آمريكا با يكديگر منافع يكسان و مشترك دارند.
اما نكته مهم و اساسي در زمينه سرنگوني جمهوري اسلامي و آينده ايران اينجاست كه آمريكا نبايد براي بار ديگر فريب شازده رضاي پهلوي بي رمق را كه همان احمد چلبي ايران و شايد بسي خائن تر از شيرين عبادي و خاتمي و هر جنايتكار ديگر اسلامي است را بخورد... كه البته من اطلاع دارم دولت آمريكا ديگر از همكاري و همدستي رضا پهلوي و فرح با سران جمهوري اسلامي آگاه شده است. دولت آمريكا پس از تحمل تلفات سنگين و پس از گذشت دو سال، و پس از اينكه آمريكائيان بسياري جان خود را در عراق از دست دادند، تازه به روابط پنهاني احمد چلبي با سران جمهوري اسلامي پي برده است، همان چلبي كه زماني گمان ميرفت كه بهترين متحد آمريكا در عراق باشد. اما وي نيز همانند رضا پهلوي بي رمق، روابط بسيار گسترده و وسيعي را با سران جمهوري اسلامي ايران و به ويژه هاشمي رفسنجاني و خاتمي و خامنه اي داشته است. البته هنوز برخي از مسائل ديگر فاش نگشته، اما ما اطلاع داريم كه احمد چلبي حتي چند مسافرت مخفيانه به درون ايران داشته كه از چشم مقامات آمريكايي گويا پنهان بوده است. اما ايمان داشته باشيد كه بزودي فاش خواهد گشت.
حال، من (فرهاد حمزه لو) با طرح چندين پرسش ثابت خواهم نمود كه رضا پهلوي مهره اجير شده جمهوري اسلامي و آيت الله هاي ايران است:
1 ـ رضا پهلوي در درازاي بيست و چند سال گذشته همواره از آمريكائيان و سازمان سيا و پنتاگون، درست همانن احمد چلبي، كمكهاي سنگين مالي ماهيانه دريافت كرده است. رضا پهلوي همواره در نزد آمريكائيا مدعي است كه اين كمكهاي مالي و اين پولهاي گزاف را خرج مبارزات سياسي خود مي كند، در حاليكه تمامي اين دلارها صرف خريد عتيقه جاتي ميشود كه رضا و فرح پهلوي به همراه ياسمن اميني در حراجهاي بزرگ خارج از آمريكا (به ويژه در فرانسه و انگلستان) خريداري مي كنند. براي اثبات اين امر نيز، دولت آمريكا لازم نيست كه راه دوري را برود، فقط كافيست كه فيلم حراجهاي بزرگ اشرافي فرانسه و انگلستان را كه ساليانه صورت مي پذيرد و خود سازمان سيا بهتر ميداند از چه طريق بايد اين فيلمها را فراهم كند بدست آورده و ته فيشهاي خريد و حضور آنها در اين حراجها را بر همگان ثابت نمايد.
پس، اين كمكهاي مالي كه رضا پهلوي از آمريكائيان در اين بيست و پنج ساله گرفته، هرگز و ابدا صرف مبارزه با جمهوري اسلامي نگشته و نميشود، بلكه خرج مسافرتهاي گران قيمت خاندان پهلوي و حراجهاي فرانسه و انگلستان مي گردد.
2 ـ اگر رضا پهلوي براستي خواهان سرنگوني جمهوري اسلامي بود بايستي در اين بيست و چند ساله يك سازمان منسجم سياسي از خود ايجاد ميكرد، در حاليكه وي نه تنها سازماني از خود ندارد، بلكه حضور وي نيز در رسانه ها و تلويزيونهاي لس آنجلسي، به هژدهم تيرماه و يا نوروز هر سال موكول شده است، يعني سالي دو بار! آخر در كجاي اين جهان ميتوان فردي را همانند رضا پهلوي سراغ داشت كه از سوئي ادعاي مبارزه با جمهوري اسلامي و رهبري آنرا دارد و از سوئي ديگر تنها سالي دو بار آنهم تنها و تنها اطلاعيه هاي توخالي، براي سرگرم كردن پهلوي طلبان صادر مي كند؟ پس باز به اين نتيجه رسيديم كه شازده رضا خائني بيش نيست.
3 ـ در درازاي بيست و پنج سال گذشته، همواره در مواقع حساس و بحراني رضا پهلوي يا سكوت كرده و پنهان شده است و يا اگر سخني هم گفته به سود جمهوري اسلامي تمام شده است، حال نمونه هايي از آنرا براي آگاهي شما خوانندگان در زير مي آوريم:
4 ـ رضا پهلوي در جريان دولت ريگان و در زمانيكه بختيار زنده بود و در زمانيكه آمريكا طرح يك حمله نظامي از كيش و جزاير جنوب ايران را بررسي ميكرد، زماني كه به رضا پهلوي و نقش محوري وي رسيد، رضا پهلوي گفت كه آيا فكر فرار از اين صحنه را هم كرده ايد و با اين سخن خائنانه خود بر طول عمر جمهوري اسلامي افزود، چرا كه آمريكائيان زماني كه بزدلي شازده رضا را ديدند، خود را بكلي از اين عمليات كنار كشيدند (البته داستان اين طرح خود يك نوشتار ديگري را مي خواهد كه تنها به گوشه كوچكي از آن اشاره كردم).
5 ـ در زمانيكه جمهوري اسلامي در بدترين شرايط خود بسر مي برد، اتحاديه راهزنان اروپائي در فرانسه و آلمان جلسه اي را به رهبري فرخ نگهدار و داريوش همايون (پدرخوانده رضا پهلوي) و خانبابا تهراني و رضا پهلوي و چند نفر ديگر تشكيل دادند كه وظيفه اين به اصطلاح رهبران دروغين اپوزيسيون ايراني، حمايت صد در صد از آيت الله خاتمي در سال هفتاد و شش بود و همه ما ديديم كه رضا پهلوي، خاتمي جنايتكار را گورباچف ايران لقب داد و همه ايرانيان درون و برون مرزي را تشويق كرد كه به رئيس جمهور منتخب حكومت ملايان راي مثبت دهند... آخر چگونه رضا پهلوي ميتواند ادعاي مبارزه با جمهوري اسلامي را داشته باشد در زمانيكه مردم را تشويق ميكند كه به رئيس جمهور خاتمي ملعون راي مثبت دهند؟؟
6 ـ آيا ملاقات آيت الله حسين خميني با رضا پهلوي در خانه شخصي وي هنوز جاي پرسش و سوال را باقي مي گذارد؟؟ آيت االه حسين خميني، نوه خميني جلاد كه به آمريكا رفت، حامل پيامي از سوي حجت الاسلام رفسنجاني و خامنه اي براي رضا پهلوي بود و همه ما ديديم كه چه در جريان شيرين عبادي و چه در جريانات ديگر ـ رضا و فرح پهلوي به وظايفي كه جمهوري اسلامي چند هفته پيش از دريافت جايزه نوبل شيرين عبادي ـ بر دوش آنها قرار داده بود عمل كرده و مردم ايران را به دنبال سراب شيرين عبادي فرستادند ـ چرا كه تا چند ماهي ديگر رژيم اسلامي بتواند با خيالي آسوده به بمب اتمي دست يابد، تا ديگر هيچ نيرويي قادر به سرنگوني جمهوري تروريستي اسلامي نباشد.
7 ـ آيا ملاقات رضا و فرح پهلوي خائن با شيرين عبادي، هنوز پهلوي طلبان را بيدار نكرده است؟ مگر آيت الله شيرين عبادي همواره و هميشه از جمهوري اسلامي و اصلاح طلبان درون رژيم اسلامي حمايت نكرده است؟؟؟ حال چگونه است كه رضا پهلوي از سوئي به دروغ ادعاي مبارزه با جمهوري اسلامي را دارد و از سوئي ديگر به فرستادگان جمهوري اسلامي همانند شيرين عبادي شادباش و تبريك مي گويد؟ مگر فرح پهلوي در نشريه كيهان چاپ لندن علناً از شيرين عبادي حمايت آشكار نكرد؟
حال امروزه برخي از پهلوي طلبان. همانند صور اسرافيل و فاضلي و قاضي سعيد و شجره و ضيا و ديگر تلويزيونهاي وابسته لس آنجلسي از سوئي از رضا و فرح پهلوي حمايت سياسي مي كنند و از سوئي ديگر به شيرين عبادي مي تازند و وي را يك مزدور جمهوري اسلامي مي نامند؟
آخر دورويي و دوچهره اي تا چه اندازه؟ رضا و فرح پهلوي شادباش به شيرين عبادي مي گويند و وي را ستايش مي كنند، اما از سوئي ديگر اين تلويزيونهاي مزدور از رضا پهلوي حمايت مي كنند اما شيرين عبادي را يك خائن به ملت ايران مي دانند! آري، جمهوري اسلامي در برون از مرزهاي ايران براي اينكه مبارزان راه آزادي به هدف خود نرسند، در ميان اپوزيسيون و مخالفان سياسي نفوذ كرده و بسياري از آنها را از آن خود كرده است.
سازمانهايي همچون حزب مشروطه، سازمان اكثريت، حزب توده و چهره هاي دروغين همچون داريوش همايون و شاهين فاطمي از حزب مشروطه، اسدالله مروتي از راديو صداي ايران، نصر احمدي از سينه چاكان و شاگردان رضا پهلوي و خود شازده رضاي بي لياقت و فرح و چندين نفر ديگر، همه و همه در خدمت تمام و كمال جمهوري اسلامي درآمده اند، صورت پرسش روشن است، تمامي افرادي كه نام برده شد در انتخابات رياست جمهوري خاتمي مردم را تشويق كردند كه به خاتمي ملعوم راي دهند و يا امروزه به حمايت از آيت الله حسين خميني و شيرين عبادي مي پردازند؟ حال چگونه مي توان هم ادعاي سرنگون طلبي داشت و هم مردم را تشويق كرد كه به خاتمي راي دهند؟ حمايت از رضا و فرح پهلوي، حمايت آشكار و بي پرده از جمهوري اسلامي است و ما بدون ترديد پس از سرنگوني جمهوري اسلامي با مزدوران رضا و فرح پهلوي و اين رسانه هاي وابسته، همان رفتاري را خواهيم داشت كه با اتحاديه راهزنان اروپائي و سران دزد و چپاولگر حكومت آخوندي، در پي خواهيم گرفت، اينگونه نيست كه خائنيني همانند رضا و فرح پهلوي، پس از بيست و پنج سال سرگردان كردن مردم و عدم سازماندهي توده رنجديده ايرانيان، و بدتر از آن به نام مبارزه با جمهوري اسلامي از آمريكائيان پول دريافت كنند، اما از سوئي ديگر با جمهوري اسلامي لاس سياسي بزنند، هيچكدام از اين خائنين جائي را در ايران فردا نخواهند داشت... اين زمان يك فرصت طلائي براي دولت آمريكا و اسرائيل فراهم شده تا براي هميشه دوستاني مفيد و پابرجا براي ملت و دولت آينده ايران باشند.
اما آمريكا يك نكته را نبايد از ياد ببرد و آن حمايت از مبارزه مردم ايران در راه سرنگوني جمهوري اسلامي و رسوا كردن خائنيني دوچهره همانند رضا و فرح پهلوي...
جمهوري اسلامي تنها و تنها با شيوه مبارزات مسلحانه مردم ايران و اعتصابات گسترده و راهپيمائيهاي خياباني سرنگون خواهد شد. ما به زودي رهبري اين قيم را بر دوش خواهيم گرفت و ملت ايران را تا روز نهائي سرنگوني ملايان سازماندهي خواهيم كرد.
فرهاد حمزه لو ـ سوئد