تاريخ پرچم ايران
مقدمه
اصولاً براي اينكه با پديده اي مخالفت يا موافقت كنيم، بايد قبل از هر چيز شناخت درستي از آن داشته باشيم. پرچم ايران يكي از اين پديده هاست كه در صحنه فعاليت هاي اپوزيسيون در خارج از كشور موضوع مورد مجادله و معضـل اختلاف برانگيز بوده است. در رابطه با اين مسأله من چند هفته پيش، طي مقاله اي نظر و نقد خود را طرح نمودم كه علاوه بر نشريه پيوند در تعدادي از سايت ها و نشريات اينترنتي نيز بازتاب يافت لذا از تكرار آنها در اين نوشته خودداري مي كنم و صرفاً با تكيه به برخي پژوهش هاي تاريخي، اطلاعاتي را كه مربوط به تاريخچه و پروسه شكل گيري پرچم ايران است و تغييرات مداوم آن را با خوانندگان عزيزي كه احتمالاً وقت و فرصت دسترسي به اين منابع را نداشته اند در ميان مي گذارم. براي تهيه و تنظيم اين مجموعه اطلاعات تاريخي، از سايت اينترنتي «نوروز»، سايت اينترنتي «ساني برايت» و كتاب آقاي ناصر انقطاع تحت عنوان «شير و خورشيد، نشان سه هزار ساله» بهره گرفته شده است.
آئين ميترا و تأثير آن بر پرچم ايران
بر مبناي داده هاي تاريخي و از جمله آثار و سنگ نبشته هاي بجاي مانده از دوران باستان، آئين مهر (يا ميترائيسم) نخستين دين بزرگ ايرانيان در حدود سه هزار سال پيش بود. در اين مذهب، خورشيد منبع و مركز انرژي جهان تلقي مي شد از اين رو سجده و ستايش آن واجب بود. در برخي روايات، ميترا همپاي خورشيد و يا خداي روشنايي و در برخي ديگر از روايات، پسر خورشيد خوانده مي شد كه وظيفه داشت بر زمين فرود آيد و فراواني و خوشبختي را كه در چنگ يك گاو پنهان شده در غار بود، به ارمغان آورد. مثلاً نقشي كه در پله هاي كاخ آپادانا (تخت جمشيد) مي بينيم نشان ميدهد كه يك شير نر مشغول دريدن گاوي است. در برخي نشانه ها، ميتراي (آدمي روي) بر گرده شير نشسته است. شير نر هم در آن دوران (كه برخلاف سده هاي اخير هنوز نسلش از ايران كنده نشده بود) نشانه قدرت، سروري و «مردانگي»!؟ بود.
بنابراين از حدود سه هزار سال پيش نشانه هاي سه گانه: شير، خورشيدو تنديس ميترا بر علايم و نقش و نگارهاي آن زمان خودنمايي مي كرده است. اما منبع تاريخي كه ثابت كند ايرانيان در آن زمان داراي يك پرچم ملي با رنگ ها و علايم ويژه اي بودند، وجود ندارد.
دوره هخامنشيان
در دوره شكل گيري اولين امپراتوري ايراني توسط كوروش هم اثري از يك پرچم ملي و سراسري نبود. به جاي آن پرچم هاي متعدد وجود داشت كه اساساً نماد تفكيك لشگرها و نيز فرماندهان سپاه در جنگ ها بود، به طوري كه حتي سپاه جنگي يك امپراتوري نيز فقط يك پرچم نداشت. مثلاً سپاه كوروش در لشگركشي ها داراي آرايشي بدين شكل بود: نخست سواران، سپس ارابه هاي آذوقه و سلاح و آنگاه پيادگان.
علامتي كه كوروش در صف جلوي سواركاران با خود حمل ميكرد به «پيكره شهابي» معروف بود كه عبارت از عقابي بود با بال هاي باز كه به روي نيزه اي بلند نصب شده بود. عفاب نشانه بندپروازي و تيزبيني بود. بنا براين مي بينيم كه موسس سلسله هخامنشي، به جاي شير يا خورشيد، عقاب را سمبل خود قرار داده بود.
دنباله دارد