گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Mars 2004 - n° 27

رضا پهلوي، موجودي از تيره دوزيستان

رضا پهلوي در بسيارز اموارد با قورباغه كه موجودي دوزيست است، شباهنهتاي فراوان دارد.

آيا بخاطر داريد كه در دبستانها به ما مي آموختند دوزيستان موجوداتي هستند كه هم در خشكي و هم در آب مي توانند به زندگي خود ادامه دهند، مانند قورباغه.

حال در اين ميان، رضا پهلوي نيز موجودي دوزيست در صحنه سياست است. در تمامي مصاحبه هاي خويش، بارها و بارها تأكيد كرده كه جمهوري يا پادشاهي براي وي تفاوتي ندارند و اين دو تنها وسيله اي براي كسب قدرت سياسي مي باشد.

از سوئي رضا پهلوي در بيست و دو سال پيش، در قاهره، به شرف نداشته خود و پرچم ايران سوگند ياد مي كند كه نگهبان پادشاهي ايران باشد و از سوئي ديگر، در تمامي مصاحبه هاي اخير خود، مانند مصاحبه در تورنتو كانادا تأكيد ميكند كه باورهاي وي به جمهوريخواهان نزديكتر است.

حال در اين ميان، نگارنده اين نوشتار نه قصد تبليغ پادشاهي را دارد و نه كوباندن جمهوري را، بلكه تأكيد وي بر دوزيست بودن رضا پهلوي است، وگرنه تمامي خوانندگان ارجمند، خود به نيكي ميدانند كه من، فرهاد حمزه لو، خواهان سرنگوني جمهوري اسلامي و برپائي يك نظام پادشاهي پارلماني در ايران هستم، اما بارها و بارها چه در نوشتارهاي خود و چه در سخنراني ها اشاره كرده ام كه رضا پهلوي لياقت پادشاهي را نداشته و ندارد، چونكه موجودي دوزيست و فريبكار است و پادشاه آينده نيز با خواست آزادانه مردم برگزيده خواهد شد.

مگر كوروش بزرگ و يا نادر، از ابتدا پادشاه بودند؟ نه... هرگز. آنها چوپان بودند، اما سربازاني بودند كه جنگيدند و شجاعت و لياقت خود را نشان دادند. اما در اين ميان، رضا پهلوي چه كرده؟ آيا رضا پهلوي در درازاي بيست و دو سال گذشته، با ايرانيان صادق بوده است؟

تنها هدف رضا پهلوي و مزدوران پيراموني وي، مانند داريوش همايون، شاهين فاطمي و اسدالله مروتي، و ديگران، رسيدن به قدرت سياسي است، آنهم با هر قيمتي، حتي اگر به قيمت زير پا گذاشتن شرف انسايي و همراه با زيستي دوگانه، مانند قوربانه باشد كه هم در جمهوري (زندگي در خشكي)، هم در پادشاهي (زندگي در آب) قادر به ادامه حيات.

البته رضا پهلوي تنها در زمينه مدل حكومتي، جمهوري و يا پادشاهي، دوزيست  نيست، بلكه در زمينه سرنگوني جمهوري اسلامي نيز خود و تمامي مشاورين و سخنگويان وي، مانند داريوش همايون و يا شاهين فاطمي، دوزيست هستند.

از سوئي، رضا پهلوي ادعا ميكند كه خواهان سرنگوني جمهوري اسلامي است و از سوئي ديگر تمامي مشاورين و سخنگويان وي در انتخابات دور دوم رياست جمهوري، محمد خاتمي، مردم را تشويق به شركت در انتخابات مي كنند.

براي اثبات اين ادعا نيز مراجعه كنيد به نشريه راه آينده شماره چهل و نه كه چگونه آقاي داريوش همايون، دو سال پيش مردم را تشويق ميكرد كه در انتخابات رياست جمهوري خاتمي شركت كنند و يا سخنرانيهاي شاهين فاطمي در راديو صداي ايران و بدتر از همه خوش رقصي هاي اسدالله مروتي و پخش مستقيم سخنرانيهاي محمد خاتمي از سازمان ملل و تمجيدها و تعاريف مروتي از سيد خندان محمد خاتمي.

حال در اين ميان، خوانندگان گرامي خود مي توانند داوري نمايند كه چگونه رضا پهلوي با اينچنين مشاورين و سخنگوياني، قصد مبارزه با جمهوري اسلامي را دارد.

آقاي رضا پهلوي، مبارزه با جمهوري اسلامي پيشكش، شما اگر كمي انسانيت و شرف ايراني داريد، جلوي روابط نامشروع مادرتان فرح ديبا با خانواده هاشمي رفسنجاني را بگيريد كه بوي تعفن آن ديگر عالم گير شده است.

نمونه اين روابط نامشروع را مي توانيد از آرشيو هفته نامه زن بيرون بياوريد و مردم خود داوري كنند كه چگونه پيام نوروزي فرح پهلوي، در شرايط خفقان كنوني كشور، در چهار سال گذشته در ايران چاپ نمود.

ناگفته پيداست كه چاپ و درج پيام نوروزي مادرتان در هفته نامه زن به مديريت دختر هاشمي رفسنجاني، خود حكايت از روابط عاشقانه سياسي مادرتان با فرد نخست مافياي جمهوري اسلامي است.

البته از ديگر روابط و ملاقاتهاي شما با فرزندان هاشمي رفسنجاني در آمريكا و فرانسه درمي گذريم چرا كه اين، به تنهائي خود يك نوشتار ديگري را مي طلبد.

كمدي اتحاد

هم ميهناني كه رفتار مزورانه رضا پهلوي خائن را، از بيست و سال پيش تا به امروز زير نظر دارند به خوبي بر يك نكته واقفند كه سخنان رضا پهلوي جمع اصداد است و يا اينكه رضا پهلوي در هر سخنراني و يا اعلاميه، نوشتار و سخن هاي پيشين خود را نفي ميكند.

از سوئي در سال پنجاه و نه سوگند ياد مي كند كه نگهبان قانون اساسي مشروطيت باشد و از سوئي ديگر در راديو صداي ايران و در كنفرانس تورنتو اعلام ميدارد كه در برون از مرزهاي ايران به دست مزدوراني چون شاهين فاطمي، قانون اساسي جديدي در حال تدوين است.

آقاي رضا پهلوي، شما زماني در تلويزيون هاي چاپلوس لس آنجلس اعلام ميدارد كه منتظر ديگر سازمانها باقي نمي مانيد و بيش از اين نميتوانيد شاهد بدبختيهاي روزمره مردم ايران باشيد و درست چند روز پس از آن در راديو صداي ايران به مديريت مزدوري ديگر بنام اسدالله مروتي، تأكيد ميكند كه فرماندهي و رهبري اين مبارزه كار يك نفر نيست و اصولا اين مبارزه رهبري نمي خواهد و مردم ايران هركدام خود يك رهبر هستند.

حال، شايد اين طنز تلخ تاريخ باشد كه همچنين موجود عجيب الخلقه اي بنام رضا پهلوي كه از تيره دوزيستان است مردم را به نافرماني مدني در برابر جمهوري اسلامي فرا ميخواند و دم از اتحاد با سازمانهاي سياسي ميزند؟

امروزه من به اين نتيجه رسيده ام كه رضا پهلوي نه تنها موجودي دوزيست است بلكه از تيره نرم تنان پوست كلفت نيز مي باشد.

تكيه بر جاي بزرگان، نتوان زد به گزاف

تا كه اسباب بزرگي، همه آماده شود

آقاي رضا پهلوي، شما هنوز قادر به برقراري يك اتحاد ميان طرفداران چاپلوس خودتان نيز نيستيد، حال چگونه قصد متحد كردن اپوزيسيون ايراني را داريد؟

شما هر روز فرياد مي زنيد: امروز فقط اتحاد، شعاري كه لازمه هر جنبشي است، اما ظاهرا آقاي رضا پهلوي نمي خواهند مردم را آگاه كنند كه اتحاد بر سر چه؟ و مهمتر اينكه اتحاد با چه سازمان و گروهي؟ آيا منظور از اتحاد، اتحاد با سازمان مجاهدين خلق است؟ در عمل مي بينيم كه نه چرا كه سخنگوي خيانتكار شما در اروپا، شاهين فاطمي، رسما در نشريه نيمروز شماره هفتصد و سي و چهار، كمتر از دو ماه پيش اعلان ميدارد كه: گفتگو با هاشمي رفسنجاني و رأي دادن به جمهوري اسلامي را به گفتگو با سازمان مجاهدين خلق ترجيح مي دهد.

آيا منظور از اتحاد، اتحاد با كمونيستها و سازمانهاي به اصطلاح چپ است؟ باز در عمل ميبينم كه نه، چرا كه همگي آنها رسما بارها و بارها اعلان كرده اند كه با شما هيچگونه همكاري و اتحادي ندارند.

سازمانهاي ديگر نيز نظير نهضت آزادي، ملي مذهبي ها، توده اي ها و اكثريتي ها نيز كه همگي به بخشي از ملايان ارتباط نزديك و دوستانه دارند و اصولا خواهان سرنگوني جمهوري اسلامي نبوده و نيستند.

آقاي رضا پهلوي، اتحاد با چند مصاحبه پوچ و انتخاب مشاوريني خائن و يا با مبارزه به اصطلاح مدني شما بدست نمي آيد، بلكه اتحاد در مرحله عمل و مبارزه با رژيم جمهوري اسلامي حاصل ميشود، وگرنه هيچ ايراني آزاده اي قصد اتحاد با مشاورين مزبور و هم پالگي هاي شما را نداشته و ندارد.

به برداشتي ديگر، اتحاد از پشت ميز اتاق خواب شما و يا گفتگوهاي پنهاني فرح ديبا با مثلث شوم (شاهين فاطمي، مروتي، داريوش همايون) بدست نمي آيد، بلكه اتحاد و همبستگي از صداقت گفتار و كردار با مردم بدست مي آيد و نه چيز ديگر.

آقاي رضا پهلوي، شما دائما از اعتصاب و نافرماني مدني صحبت مي كنيد. آيا حاضريد در راستاي اعتصابات كارگري در ايران يك گام عملي كوچك برداريد و گوشه اي از ثروت هنگفت چندين ميليارد دلاري خود را صرف اين مبارزه مردمي نمائيد؟

آيا شما درد كارگران ايراني را مي دانيد؟ آيا شما يك شب سر گرسنه بر بالين نهاده ايد؟

آقاي رضا پهلوي، شما موجودي دوزيست و كلاه بردار حرفه اي هستيد كه تنها سد راه اين مبارزه شده ايد و نه چيز ديگر.

در زماني كه جوانان ايراني كليه هاي خود را براي امرار معاش ميفروشند، مزدور بي وطني بنام رضا پهلوي، تابلوئي چند ميليون دلاري در يك حراج بزرگ خريداري ميكند... و يا اينكه در زماني كه هزاران دختر ايراني از فرط گرسنگي تن فروشي مي كنند، فرح پهلوي مزدور و خائن، چندين ميليون دلار هديه به شهر ونيز در ايتاليا ميكند تا اين شهر اين پول هنگفت را هزينه مرمت خود كند.

شرم بر رضا پهلوي و فرح ديباي خيانتكار كه نه ايراني هستند و نه آزاده و مبارز.

من باور دارم، من ايمان دارم آنروزي را كه فرح ديبا و رضا پهلوي خائن، در برابر يك دادگاه مردمي پاسخگو باشند.

دير نيست آنروزي كه تلويزيونهاي چاپلوس لس آنجلسي حقايق پشت پرده را افشا كنند.

اما در اين ميان بايد از هفته نامه هائي وابسته به جمهوري اسلامي  در برون از مرزهاي ايران مانند كيهان چاپ لندن كه جولانگاه علي رضا نوري زاده ها شده است و يا برخي روزنامه ها و هفته نامه هاي لس آنجلس پرسيد كه بجاي آنكه مديحه سرائي و چاپلوسي رضا پهلوي و مشاورين خائن وي را بنمايند، براي يكبار هم كه شده شرف انساني و روزنامه نگاري بخرج دهند و صادقانه خيانتهاي رضا پهلوي و مشاورين مزدور فرح پهلوي را براي مردم ايران آشكارا توضيح دهند.

ديگر فريب مردم ايران بس است. هاشمي رفسنجاني از ميان همين روزنامه ها و هفته نامه هاي لس آنجلس و كيهان لندن و نيمروز، يك شبه سردار سازندگي شد، مدتي بعد همگي همين قلم بدستان مزدور از جمله مشاورين و كاركنان و سخنگويان رضا پهلوي، از خاتمي گورباچف ساختند و حتي كار را بدانجا پيش بردند كه خود رضا پهلوي نيز تلويحا چندين بار اعلام كرد كه راه اصلاحات باز شده است و حتي در نشستي مخفيانه در اروپا ميان رضا پهلوي، داريوش همايون، فرخ نگهدار و تني چند از فعالين سياسي حمايت خود را از خاتمي اعلام كردند. منتها مانند هميشه رضا پهلوي كه موجودي دوزيست و فريبكار است اعلام كرد تا آنجا كه ممكن است وي خود را از اين قضيه دور نگاه ميدارد و مشاورين وي با خيالي راحت از خاتمي حمايت كنند.

آري، اي روزنامه ها، هفته نامه هاي لندني و لس آنجلسي و مجريان تلويزيونهاي آزادي، پارس، كانال يك و تلويزيون ملي ايران، تا به كي مي خواهيد يك مشت دروغ از رضا پهلوي به خورد مردم ايران بدهيد؟

چه شد آن قيامي كه قرار بود در تيرماه امسال، به قول رضا پهلوي خائن، در ايران پا گرفته و رژيم را سرنگون كند؟

رضا پهلوي كار را تا بدانجا كشيده بود كه در راديو صداي ايران و گفتگو با چند نشريه عربي و تركي اعلام كرد كه در شهريورماه امسال، همگي ما به ايران باز خواهيم گشت!

آري، جمهوري اسلامي سرنگون خواهد شد... در اين نكته نبايد ترديدي به خود راه بدهيم... اما نه با سخنان پوچ رضا پهلوي، بلكه بدست تواناي مردم ايران و رهبري فرهمند، كه لازمه اين قيام ملي است.

آنروز را مي بينم كه تمامي اين قلم بدستان مزدور، از كيهان چاپ لندن و نيمروز گرفته تا روزنامه ها و هفته نامه هاي لس آنجلسي، شرمگين در برابر مردم ايران، مات و مبهوت ايستاده باشند.

همان روزنامه ها و هفته نامه هائي كه قلم من و ميهن پرستان ديگر را از روي بزدلي و ترس سانسور مي كردند تا مبادا مردم ايران از خيانتهاي رضا پهلوي با خبر شوند...

هم ميهنان، در برابر خيانتهاي رضا پهلوي سكوت نكنيد.

مردم ايران در برابر رژيم جلاد خميني بي پناهند. مردم ايران سازماندهي و رهبري ندارند.

فرهيختگان، نويسندگان، وطن پرستان، در كجاي اين جهان يك مبارزه ميهني، بدون يك سازماندهي و رهبري به نتيجه رسيده است؟

چرا سكوت كرده ايد؟ از چه مي هراسيد؟ روشنگر و فرهيخته كسي است كه بخاطر منافع مردم كشورش از همه چيز بگذرد.

آري. كارگران ايراني گرسنه اند، كارمندان بيش از چند ماه است كه دستمزدهاي خود را دريافت نكرده اند، بيش از هشتاد درصد گروه (جامعه) ايران زير خط فقر زندگي مي كنند. حال با توجه به داده هاي آماري بالا، و در نظر گرفتن گروه شناسي (جامعه شناسي) ايران و همچنين با نگاهداشت تاريخ  پرفراز و نشيب ايران، آيا ميتوان باز سخن از نافرماني مدني در برابر رژيم پليد ملايان نمود؟

آقاي رضا پهلوي، من جواني هستم خود ساخته كه درد دل و مشكلات يك كارگر ايراني را درك ميكنم.

مي پرسيد چرا؟ چونكه در سرماي سي درجه پائين صفر كشور سردخيز سوئد، در شبها كارگري كرده و روزها به ادامه تحصيل در رشته مورد علاقه خود، علوم سياسي، پرداخته ام. اما شما چه؟ آيا در ميان خانواده و بستگان درجه نخست خود، زنداني داشته ايد؟ آيا براي ملاقاتي با عزيزترين بستگان خويش، تا بحال به زندان مراجعه كرده ايد؟

به خدا سوگند، نه، نه.

آيا شما مي دانيد شلاق خوردن بر پشت بدن و يا بر كف پا در شبانگاهان چيست؟ آيا مي دانيد شيوه هاي گوناگون شكنجه سپيد در سياهچالهاي رژيم جمهوري اسلامي يعني چه؟

راه دور نرويم، آيا هيچكدام از مشاورين مزدور شما، از كاركنان دبيرخانه گرفته تا دوستان و آشنايان فرح پلوي، تنها يك شب، آري، فقط يك شب، سر گرسنه بر بالين نهاده ايد، كه آنگاه از رنجهاي چند ده ساله خانواده يك كارگر ايراني آشنا شويد؟

آقاي رضا پهلوي، شما در سخنرانيهاي خود دائما بر نافرماني مدني تأكيد مي كنيد، ممكن است بفرمائيد رژيمي كه سالار زنان ايراني را سنگسار و دست و پاي جوانان را اره ميكند و يا بدتر از همه بيش از پنج ميليون آواره دارد و در هر كوي و برزن جوانان ايراني را به دار مي آويزد، آيا با اينچنين رژيمي ميتوان با مدنيت سخن گفت؟

مگر رژيم در اين بيست و پنج سال با ما رفتاري بدور از خشونت داشته كه ما با شاخه گل به استقبال آنها برويم؟

نه، آقاي رضا پهلوي، به باور من تمامي تلاش شما، براي حفظ و نگاهداري اين رژيم ورشكسته است و نه چيز ديگر.

اما در اين ميان، روي سخن من به تمامي دوستداران چاپلوس و يا ساده دل رضا پهلوي است كه ديگر منتظر چه نشسته ايد؟

آيا پس از گذشت بيست و سه سال از خيانتهاي رضا پهلوي و فرح ديبا هنوز بيدار نگشته ايد؟

اگر كمي شرف ايراني داريد، اگر به راستي دلتان براي آن آب و خاك مي تپد، اگر خودتان را آزاديخواه مي دانيد؟ راه دور نرويد، تنها مصاحبه ها و سخنرانيهاي رضا پهلوي را از بيست و چهار سال پيش تا به امروز، كنار هم قرار داده و خود داوري نمائيد.

گفتني هاي بسياري در ارتباط با دبيرخانه رضا پهلوي و خيانتهاي فرح ديبا و شركت آنها در حراجهاي بزرگ و خريدهاي چند صد ميليون دلاري باقي است، كه در نوشتار پسين بدان خواهم پرداخت.

فرهاد حمزه لو ـ استكهلم سوئد

برگشت به سرمقالات