مصيبت بم و مصيبت جمهوري اسلامي
تندرست چه داند به خواب نوشين در
كه شب چگونه به پايان همي برد رنجور
زلزله بم بلاي آسماني نيست. سيل بلاي آسماني نيست، آتشفشان بلاي آسماني نيست. اين دروغها را مذاهب به خورد مردم ميدهند. در ممالك پيشرفته با ايجاد سد، با ساختمانهاي محاسبه شده ضد زلزله و مجاز نه تنها از نيروي آب استفاده ميكنند، بلكه با اينده نگري و محاسبات علمي خطرات حوادث را به حداقل رسانده و مي كوشند بر «قهر طبيعت» به ياري نيروي انساني و با مهار كردن آن غلبه كنند. در كشور ژاپن تنها ساختمانهائي اجازه بنا پيدا ميكنند كه حق ساخت گرفته باشند. در كاليفرنيا در كشور «شيطان بزرگ» كه زلزله اش در يك هفته قبل با همين درجه ريشتر بوقوع پيوست فقط دو نفر كشته شدند ولي در كشوري كه نمايندگان خدا بر سر كارند زلزله اي بهمان شدت حدود بيش از 50 هزار كشته بجا ميگذارد.
در ايران شاهنشاهي و اسلامي هرگز سياست درستي براي بحداقل رساندن خسارات ناشي از زلزله و «بلاياي طبيعي» در كار نبود. سياست بساز و بفروشي كه خانواده هائي نظير خانواده رفسنجاني در زمان شاه از طريق آن ميليونر شده بودند سياست رژيم پهلوي بود. با يك عمل ساده تلفن و دست بدست كردن قطعه زمينهاي اطراف تهران كه آنرا با اعمال زور
و تطميع و يا مفوذ سياسي بدست آورده و بين خود بذل و بخشش ميكردند بهاي اجاره و ساختن خانه هاي زلزله خراب كن را بطور مصنوعي و ضد اقتصادي به ارقام نجومي رسانده بودند. يك خانم بيكاره و فقط به بركت خوبروئي و نفوذ در ميان از ما بهتران با چندين دستگاه تلفن و زد و بند و پارتي بازي و ساير بازيها ميليونها از ايران خارج ميكرد. براي ساختمان سازي نيازي به محاسبه و براساس آن صدور جواز ساختمان وجود نداشت و ندارد زيرا اين جواز را با رشوه و پول نيز ميتوان بدست آورد. اكنون آقازاده ها با غارت مردم بر جهان افسانه اي براي سكني مردم در تهران ساخته اند و به مجرد نخستين زلزله اين برجها بر سر ساكنين آن خراب ميشود. تهران چند ميليوني به گورستاني چند ميليوني بدل خواهد شد. اين را از هم اكنون ميشود پيشگوئي كرد. اين بلا بلاي آسماني نيست بلاي زميني است كه هم دودمان پهلوي و هم رژيم جنايتكار آخوندي به يك نسبت در آن دخل اند. رژيمهاي حال و گذشته هيچ سياست روشني در زمينه شهرسازي و آباداني نداشتند. سرنوشت غم انگيز متروي تهران را از زمان تصميم به ساختمان آن تا پايان غم انگيز آن به خاطر آوريد، از فاضل آب در شهر چند ميليوني تهران خبري نيست. ولي شهردارهاي ايران از زمان شاه تا زمان ظهور اسلام ناب محمدي همگي درد و دغلكار بودند و با رشوه و اعمال نفوذ شهرهاي ايران را بيقواره و مغاير همه تجارب علمي در جهان بنا نهادند. بويژه پس از نتايج وخيم اصلاحات ارضي و هجوم دهقانان به شهرها، حلبي آبادها نيز باين گسترش بيرويه شهرها افزوده شد. وزارت كشور رژيم جمهوري اسلامي هنوز نتوانسته سازماني فعال و آماده براي انجام خدمات ضروري پزشكي، داروئي، امدادي و... در زمان وقوع چنين فاجعه هائي كه بتوانند هرچه سريعتر آماده شود و از تجهيزلت كافي برخوردار باشد، بوجود آورد. وزارت كشوري كه چاقوكشان را در خيابانها براي ايجاد صحنه هاي مشمئز كننده «حضور مردم در صحنه» بدون افسار رها ميكند وقت آنرا ندارد كه خود را با اين مسايل «پيش پا افتاده و پر دردسر» مرد درگير نمايد. روزهاست كه از زلزله بم ميگذرد. روزهاست كه اميدهاي فراواني در زير آوار باميد نجات و معجزه اند، روزهاست كه بدبختهاي زنده بجاي مانده از دامنه فاجعه آنچنان حيران شده اند كه اشكشان نيز جاري نميشود، از دورترين نقاط دنيا، كمكهايي دارويي، پزشكي، گروههاي امدادگر به ايران رسيده اند. ولي رژيم فاسد جمهوري اسلامي نتوانسته براي مردم كشورش در هواي سرد زير 15 درجه كه باعث شده براساس گزارشات مطبوعات 15 كودك جان بدر برده از زلزله «آسماني» يخ بزنند چادر و پتو و لباس گرم تهيه كند، آيا مرگ 15 كودك در اثر يخ زدگي نيز «بلاي آسماني« است؟ زندگان خود گروگان رژيم جمهوري اسلامي شده اند و جانشان در چنگال آخوندها اسير است. ولي سياست چادر و چاقچور براه است كه مبادا مردها از ديدن اجساد زنان بدون حجاب تحريك شوند و دامن عفيف اسلام عزيز لكه دار گردد.
رژيم جمهوري اسلامي گروههاي امداد خارجي را مانند جذامي ها در قرنطينه نگاه داشته بود تا زنان امدادگر خارجي را وادار كند كه حجاب اسلامي را رعايت كنند. در حالي كه 70 هزار نفر در زير آوار مانده و هر لحظه بي تفاوتي و تأخير در نجات و ياري به آنها فاجعه آميز است، چماقداران حزب الله اولين گروهي بودند كه خود را به بم رساندند تا مانع شوند اشعه اي كه از موي سر زنان حاضر در گروههاي امدادي ساطع ميشود، اخلاق اسلامي را لكه دار كند. لحظه اي به اين درجه توحش كه به مصداق «كافر همه را به كيش خود پندارد» بيانديشيد تا درجه افكار بيمارگونه اين حيوانات وحشي را تخمين بزنيد. آنكس كه بر بالاي سر جنازه هفتاد هزار نفر دچار غليان جنسي ميشود فقط نامش آخوند خامنه اي و خاتمي و نظاير آنهاست و جايشان در باغ وحش ايران است.
رژيم جمهوري اسلامي كه بر كشور ثروتمندي چنگ انداخته است نخست به دريوزگي جهان رفت و فورا تقاضاي پول نقد نمود. آنها خود را از ساير انواع كمكها بي نياز جلوه دادند و گداگونه تقاضاي پول نقد كردند. شرم آور است كه آخوند گداصفت مملكت را بكجا كشانده است كه آه در بساط ندارد. آقازاده هاي دزد، تجار محترم دزد پولي براي ميليونها ايراني هموطن ما باقي نمي گذارند. آنها قصد دارند حتي از تصدق «نعمت الهي زلزله» نيز جيب هاي گشاد خود را پر كنند.
هم اكنون از ايران خبر ميدهند كه كنسروهاي ارسالي سازمانهاي امداد خارجي در بازار تهران به فروش ميرود. گزارشگر مترقي ديگر خبر ميدهد كه از چادرهاي ارسالي سازمانهاي خارجي فقط يك عدد در شهر بم برپا شده كه ضد باران است بقيه آنها را لاشخورهاي اسلامي ملاخور كرده اند. آنها مخصوصا از توزيع سازمان يافته نيازمنديهاي مردم بم طفره ميروند و حزب اللهي را و مردم از دهات رانده شده و شهرها روي آورده را به دنبال كاميونهاي باري مي كشند و زمينه چپاول را ايجاد ميكنند تا حساب و كتابي در كار نباشد. در آشفته بازار بهتر ميتوان اموال عمومي را بالا كشيد. مردم اين امدادگران دزد را از شهر بيرون ريخته اند. در عوض از سراسر ايران با ابتكار مردمي به ياري زلزله زدگان بم رفته اند. اين تف سربالائي به ريش آخوندهاي دزد و مرتجع است.
رژيم جمهوري اسلامي تجزبه شهر طبس و رودبار را پشت سر دارد و امروز نميتواند مدعي شود كه غافلگير «قهر طبيعت» شده است. رژيم جمهوري اسلامي از اين مصيبتهاي گذشته چه آموزشي يافته است كه سريعتر بتواند به ياري مصدومين و مجروحين و نيازمندان بپردازد؟ هيچ!
آنها آموخته اند كه نخست سازمانهاي چماق بدست حزب الله را به اين مناطق براي جلوگيري از اعتراضات مردمي، براي جلوگيري از تجمع مردم، براي جلوگيري از فضاي متشنج و احساسي كه ميتواند مانند دسيسه آتش زدن سينما ركس آبادان به طغيان عمومي بدل شود گسيل دارند. هدف آنها نه ياري به مردم بلكه كنترل و سركوب اعتراضات آنهاست. چند روز پس از زلزله بم كه مردم خودشان بسيج شده بودند و مانند روزهاي نخست انقلاب به درجه اي عالي از همبستگي انساني نائل گشته و اين جنبه انساني و نيروبخش را به معرض تماشا گذاشتند، دار و دسته خامنه اي ـ خاتمي براي بهره برداري تبليغاتي بخاطر باآبرو برپا كردن انتخابات تقلبي مجلس هفتم گرازهاي حزب الله را به بم گسيل داشتند تا منطقه را براي حضور خامنه اي و خاتمي از عناصر مشكوك و ناراضي پاك كنند. خامنه اي مانند بوش كه دزدكي براي پيروزي در انتخابات آينده اش به بغداد وارد شد و پس از دو ساعت توقف فرار را بر قرار ترجيح داد دزدكي وارد بم شد و در حاليكه مشتي چماقداران و رجاله هاي حزب اللهي را از قبل وارد شهر كرده بودند در حضور اين «مردم هميشه در صحنه» به نطق و خطابه پرداخت كه يا ايهاالناس آسوده بخوابيد كه من بيدارم و ميدانم كه خداوند باريتعالي اين مصيبت را بهر آزمايش ما واقع ساخته است. و قول دادند كه شهري را كه ديگر چيزي از آن باقي نمانده است تا انجام انتخابات مجلس هفتم دو ساله بسازند.
اين ملاهاي بي عرضه هنوز موفق نشده اند شهرهاي جنگ زده ويران را از نو بسازند، هنوز هموطنان ما در استان خوزستان آواره در ايرانند، آنها جنگ را نعمت الهي قلمداد كردند و مي گفتند كه قدس را از راه كربلا فتح ميكنند. آنها هر روز و هر شب امام غايب را سوار بر اسب سفيد به جنگ صدام اعزام مي كردند كه دهها نفر از آنها در جنگ كشته و يا به اسارت صدام درآمدند و در عوض مردم جنگ زده و آواره را به امان خدا رها كردند. قسم حضرت عباس آنها دم خروس است. ساختن بم دست كمي از ساختن طبس، آبادان و خرمشهر و قصر شيرين و... ندارد. اين دروغها براي ترغيب مردم براي شركت در انتخابات قلابي مجلس هفتم است كه از هم اكنون تقش درآمده است.
اين دروغگوها مانند اين است كه خودشان نيز احتمال مي دهند كه ممكن است ادامه حكومتشان به دو سال ديگر نيز نرسد. آنها كه از چهره خدا اژدها و عفريتي مخوف ساخته اند كه بيكار نشسته تا از سر بيكاري و مشغوليات مانند بيماران رواني در طبس بر مردم مصيبت بيآفريند، در رودبار بر سر مردم مصيبت بيآفريند، در ايران بر سر مردم جنگ نازل كند، سيل جاري كند و شهر بم را با خاك يكسان گرداند، اگر خود اين حضرات به جهنم و بهشتي اعتقاد داشتند از ترس غضب خدا به اين دروغها متوسل نميشدند.
گر مسلماني از اينست كه مردم دارند
واي اگر از پي امروز بود فردائي
بزرگترين مصيبتي كه در ايران آمده است نه سيل است، نه زلزله است، و نه جنگ. اين مصيبت، مصيبت و فاجعه جمهوري اسلامي است كه بايد برچيده شود. بهمين جهت بود كه حتي يك آخوند جرات نمي كرد در شهر بم سر و كله اش پيدا شود. نفرت و انزجار مردم در بم از اين حضرات پايان ندارد. آنها بدرستي جمهوري اسلامي را پس از 25 سال بي عملي مسئول مستقيم اين فاجعه ميدانند و تلاش آخوند خامنه اي را كه ميكوشد گستاخانه و بي مهابا اين بي عملي و بي تفاوتي و بي مسئوليتي را به گردن خدا بگذارد و براي مافياي در قدرت شريك جرم درست كند نمي پذيرند.
نفرت مردم در ايران از اروميه تا چاه بهار از قوچان تا آبادان نسبت به روش رژيم جمهوري اسلامي قابل توصيف نيست. مردم اين رژيم را مسئول مستقيم اين فجايع مي دانند. آنها مي فهمند كه زلزله بم ادامه سياست قتلهاي زنجيره اي در كرمان است. رژيمي كه ذكر و خيرش پرورش قاتل براي آدم كشي است وقت آنرا ندارد كه به ضوابط شهرسازي مدرن برسد.
زلزله قابل پيشگوئي نيست ولي تقليل خسارات ناشي از آن قابل كنترل است و اين را تجربه همه ممالك پيشرفته نشان داده است. اين را علم ميگويد و نه مذهب. وقتي علم در خدمت بشريت بكار گرفته شود و مذهب زدوده گردد و انسانيت جاي آنرا بگيرد زلزله نيز كمترين خسارات را ببار مي آورد. دشمني با علم و دانش و تجربه و متخصص و كارشناس و... و توسل به خرافات، معجزه، دخيل، دعا و فال قهوه نتايجي بهتر از اين ببار نمي آورد. در رژيم دزد آقازاده ها كه از اين راه ميليونر ميشوند، در رژيمي كه فقط براي سركوب مردم ماشينهاي سركوب و ارعاب و خفقان ايجاد مي كنند، در رژيمي كه همه چيز براساس دروغ و دغل و عوامفريبي، ارتشاء، فساد و حقه بازي و راهزني استوار است امكان ندارد يك سازماندهي و برنامه منظم براي رفع اين بلاياي زميني ايجاد كرد. اين خانه از پاي بست ويران است. نه تنها بم بلكه ايران را بايد ساخت و براي اين كار بايد اين رژيم دزد و قاتل و فاسد را سرنگون كرد و بر ويرانه آن يك رژيم اتحاد جماهير شوروي ايران سوسياليستي را نشاند كه به همبستگي خلقهاي ايران، به اتحاد آنها ياري رساند. كشوري كه فرقي در آن ميان بم و تبريز و مهاباد نباشد، كشوري كه در آن به مصداق:
چو عضوي بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
مبناي زندگي مشترك تاريخي مردم سرزميني باشد كه نام ايران را بر خود گرفته است.
حزب كار ايران (توفان)