گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Mars 2004 - n° 27

بنام آفريده پرجلال آرزو

آزادي، آرزو و آمال بشر، يك عقيده و انديشه اي محترم و يك خواسته شرعي و قانوني. آزادي شريف ترين، جامع ترين، بليغ ترين و پرمعني ترين واژه اجتماعي و فرهنگي و بشري است كه پس از قرنها كه جهان هزاران رنگ به خود گرفته است و فرهنگها تغيير و تحول يافته و ذائقه ها دگرگون شده و فرهنگهاي قديم جايشان را بــه

فرهنگها و آداب و رسوم جديد داده اند اما همواره فكر و انديشه ها در جهت آزادي و آزادانديشي و آزاديخواهي سير كرده است و تغيير نيافته چرا كه اين اساس خلقت انسان است و بشر موجودي آزاد خلق شده است و از حقوق  حقه او آزادي، برابري و مساوات بوده و هست هر چند كه خود طي گذشت زمان از بين برنده و سلب كننده آزادي خود بوده است و از بين همين موجود انساني مرداني كه به موازات نامرديها به اوج عظمت خود رسيده اند سلب كنندگان آزادي و پايمال كنندگان حقوق بشر شده اند. زماني كه ابتداي خلقتمان بود وقتي كه چشم به دنيا باز مي كرديم وسعت و بيكراني خلقت را مي ديديم، زمين، آسمان، پهنه بيكران درياها، نه حصاري داشتيم و نه زندان، نه آتشي كه خانمان سوزمان شود و نه آهني كه ميلهاي اسارتمان، دست به اختراع و اكتشاف زديم و راه صحيح استفاده از آن را نياموختيم، به جاي اينكه موجبات آسايش و رفاه و امنيت بيشتري را فراهم كنيم خود را در آتش اختراعات خود سوختيم و خود بلاي جان خود شديم، مالكيت را به وجود آوريم و براي داشتن قطعه زميني بيشتر، خونهاي گرم بر زمين سرد ريختيم، قابيل، هابيل كش شديم و ننگ آدم و حوا.

و پس از گذشت سالها عده اي كه از مالكيت سرشار شدند و حرص و عقده كينه سراسر وجودشان را فرا گرفت بر آن شدند كه به بندمان بكشند، فريادهايمان را در گلوها خفه كنند، اعتراضات آزاديخواهي را در سينه ها سركوب نمايند و غافل از اين شدند كه همه اين فريادها و انزجارها و نفرتها و سركوبها زخم كهنه اي خواهد شد و دير يا زود سر باز خواهد كرد و عاملين اين اختناق عظيم را از بين خواهد برد. آخر تا كي ميتوان به حقارت انسان پرداخت تا كي ميتوان بر كشته خود كافور ريخت، تا كي ميتوان هوا را مسموم ساخت، راه نفس كشيدن را مسدود؟

روزي فرا خواهد رسيد كه ماتها بيدار شوند و قيامي عظيم و رستاخيزي جهاني بپا سازند و مالكيت را كه سرمنشاء اسارتشان شد از بين خواهند برد و گور خداوندان سرمايه و جنگ را خواهند كند و مساوات را جايگزين همه اسارتشان خواهند ساخت و دوباره خصلتهاي انساني را از قبيل فصاحت، گذشت، اغماض، شجاعت، محبوبيت، تشخيص و خلاقيت را جايگزين درندگي، حيوانيت، كشتار، قتل، خونريزي و همنوع كشي خواهند كرد. روزي بشر با هم متحد خواهد شد و ماسك اين كاريكاتور مرگ را كه در قاموس خداوندان جنگ به دموكراسي معروف ساخته اند درهم خواهد دريد و طومار ميليونها انسان بيگناه تاريخ را درهم خواهد نورديد و خود را از زير بار استبداد نوين خداوندان جنگ و سرمايه كه سالهاست كه بنام دموكراسي، شرافت انساني را در پيچش يك دلار يا شكست يك صليب به زنجير كشيده اند رها خواهند ساخت و دوباره خود را از پستي ها و رذالتها و اقمارات كاذب و عناوين مسخره به اوج عظمت انساني و شرافت و حرمت بشري خواهند رساند و همراه آفتاب روشني بخش و آفريننده روشها خواهند شد تا چشم خداوندان ظلمت كور باد!

اين جملات را براي بيداري همه ملتها مي نويسم زيرا در قرني زندگي مي كنيم كه آزادي كمياب ترين كالاي بازار انسانيت شده است و تقاضا براي آن بسيار است اما عرضه آن كم! فقط در قالب جملات و كلمات زيبا است كه ما آزادي را لمس مي كنيم و مي فهميم اما كسب نمي يم و نداريم، ما در قرن خاموشي سخن پردازان مكتب حقيقت رنج زندگي مي كنيم، آنجا كه شرافت انساني و آزادي بشر در نزد صاحبان سرمايه احمق ترين و بي مشتري ترين كالاي روزشان به شمار ميرود و هر وقت كه منافع خود را در خطر ببينند بقدري در كار خود استادند كه در ديگهاي هميشه جوشان دموكراسي غذايي براي ملتها بصورت مطبوع مي پزند و چنان به خوردشان ميدهند كه انگار از همدردان و همفكران آن رنج كشيدگانند و براي مزايا و حقوق از دست رفته آنان چنان دست به تلاش ميزنند و دم از حقوق بشر ميزنند كه پنداري اين دولتها بوده اند كه در سالهاي قانونگذاري نفع توده ملت را ناديده گرفته اند و بايستي برعليه آنان شورش، انقلاب و مقاومت صورت گيرد تا مردم به حقوق حقه خود را از دست رفته خود برسند و روي آسايش و آرامش و امنيت ببينند، و چنان با چهره اي عوام فريبانه براي ملتها نقش دايه عزيزتر از مادر را بازي مي كنند، كه گويي سالهاست مدعي حق بشرند! اما من مي دانم كه امروزه، زمان بيداري ملتهاست، ملتهاي تحت ستم و رنج كشيده دنيا همچنانكه ملت آلمان به بيداري رسيد و سرها براي اين بيداري در زير گيوتين قرار گرفت و فكرها بر بالاي دار رفت و فرانسه با انقلاب كبير به بيداري رسيد و امروز هم شاهد هوشياري و بيداري ملت ايران هستيم كه پس از 20 سال مبارزه دريافته است كه براي آزادي و امنيت بايستي خود ملت تلاش كنند و خود براي سرنوشت خويشتن تصميم بگيرند، و به آزادي حقيقي و آرماني دست پيدا كنند.

فرشيد شهريور ـ پناهجو ـ آلمان ـ برلين

برگشت به سرمقالات