گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Janvier 2004 - n° 26

پيام همدردي سازمان پارس به مناسبت زلزله بم

اي فرزندان ايرانزمين، اي عزيزان دردمند و سوك وار،

به شما چه بگوييم، كه خود نيز دردمنديم و با تمام روح و قلب، خود دل سوخته ايم. نگاه زجرديده شما، چشمان ما را از سوز اشك مي سوزاند و ناله هاي دل خراش شما، دل و جان ما را به آتش مي كشد.

به كه تسليت بگوييم؟ به آنها كه در بم روي خرابه ها، بر روي اجساد عزيزانشان ميگريند، و با دستهاي لرزان خاك را ميكنند وبرسرمي ريزند،

يا به جلاي وطن كرده ها، به اين غربت زدگان كه بي خبر از گمشدگان و نزديكانشان خون گريه مي كنند و مشت بر سينه مي كوبند؟ يا به تاريخ كشور عزيزمان كه بناهاي تاريخي اش يكي پس از ديگري در اثر سهل انگاري و يا دزدي و چپاول سران رژيمي غارتگر بر باد مي روند، به كداميك و به چه كسي تسليت بگوييم؟ كه خود صاحب عزا هستيم. فقط اي ياران دل سوخته ما، اي هم خونان شهر مصيبت زده «بم» اين را بدانيد همه ايرانيان، چه درون و برون از وطن، پير و جوان، دارا و ندار، شاغل و بيكار، با هر نوع آيين و مسلك و مرام، در اين لحظات ناگوار با شما هستند تا آنجا كه مي توانند براي كمك به شما بي تاب و بي قرارند. ولي فراموش نكنيد كه در آنجا، در وطن خود ما، سردمداران رژيم، بي حال و خونسرد و بي تفاوت نشسته اند، از رهبر گرفته تا عوامل مصحلت نظام، از سوراي نگاهبان تا امامان جمعه كسي غم شما را نمي خورد. شما آنها را خوب مي شناسيد چون از ديرباز روزي آنها بستگي به مرگ و فناي انسانهاي ديگر داشته است. آنها نان خود را از اشك ديدگان شما درميآورند. و اينك آنها همان هستند كه بودند فقط به جاي چهارپايان از ماشين هاي آخرين سيستم و ضد گلوله، و بجاي خانه هاي كوچك در قصرهاي آنچناني زندگي مي كنند، وگرنه روح پليد و جنس خبيث شان عوض نشده است.

امروز هم اين جنايتكاران خون آشام، اين متدين نمايان بي دين و ايمان، با آرامش و آسودگي در سنگرهاي حفاظت شده خويش آراميده اند و منتظرند كه خارجي ها گروه گروه بيايند و به جاي آنها اجساد عزيزان ما را از زير خروارها خاك بيرون آورند. دكترها و پرستاران و متخصصين، كارآموزيدگان خارجي بيايند و به جاي آنها بيمارستان بسازند، بيماران و زخميان را معالجه كنند، تا مدتي بعد همان بيمارستان را به نام يكي از نامردان خودشان نام گذاري كنند. ملايان اعلام نموده اند كه 3/1 حق امام!! به زلزله زدگان اختصاص يابد، به اين معني كه 3/2 حق رهبر است كه به چماقداران براي سركوب مردم بپردازند و فقط 3/1 آن براي زلزله زدگاني كه همه چيز خود را از دست داده اند پرداخته شود كه آن هم پرداخت نخواهد شد. حق امام و ساير كمك هاي مذهبي را هنگامي ملت مي پردازد كه روحانيون واقعي بصورت اقليتي فقير و باايمان در بيغوله هاي خود زندگي مي كنند و خدمات ديني و انساني را به رايگان انجام ميدهند، نه در كشور ثروتمندي كه آخوندها و آخوندزاده ها بر سر چشمه درآمدهاي ملي نشسته اند و غارت مي كنند و در كشورهاي ديگر بصورت خصوصي سرمايه گذاري مي كنند. شركت آخوندها در مزار هزاران قرباني بي گناه كه بر اثر سهل انگاري حكومت زنده بگور شدند و وسعت دادن به عظمت هرچه بيشتر اين فاجعه دردناك براي اين است كه اين بي همه چيزان منتظرند تا مردم انسان دوست دنيا از هر نژاد و قوم و ملتي، پول، دارو و مواد و وسايل مورد نياز زلزله زدگان را به ايران بفرستند تا باز هم جيب هاي بي انتهاي آنها متورم تر گردد.

هم ميهنان عزيزم، فرزندان ايرانزمين، از شما تقاضا دارم در امدادرساني و پناه دادن به زلزله زدگان كوتاهي نكنيد و شما فرزندان ايرانزمين در كنار هم تنها نيستيد و با همياري هم، ديگر بار هم ميهنان عزيز شهر بم استواتر برخواهند خاست و سير سازندگي و توسعه را در اين شهر تاريخي ادامه خواهند داد، ولي هرگز فراموش نكنيد كه مسبب اصلي سيه روزي مردم و نابودي ايران و ايراني حكومت آدم كش، ضد ايراني و اسلامي مي باشد كه با اعمال حادثه جويانه خود همواره قربانيان بي شماري از فرزندان ايرانزمين گرفته است.

و اينكه به احتمال قوي آزمايش هاي هسته اي زيرزميني رژيم باعث بروز زلزله در شهر بم و قصبات اطراف آن شده است را از ياد نبريم!!

جاويد ايران

دكتر آرمان نوري

برگشت به سرمقالات