گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
Janvier 2004 - n° 26

مهاجرت

مهاجرت بمعني تغيير دادن محل زندگي است. هجرت و يا جابه جا شدن براي امكان تداوم حيات ميتواند موقت و يا دائمي باشد.

 

مهاجرت موقت

از آنجا كه عمل مهاجرت براي بقاي زندگي ميباشد، تغييرات شرائط زندگي گاهي اوقات موجب مهاجرتهاي موقت ميگردد. مانند مهاجرت هاي فصلي پرندگان مهاجر، ماهي هاي اقيانوس پيماي مهاجر، تغيير مكان جانوران جنگلي با توجه به تغيير فصل گرما و سرما و همچنين ييلاق و قشلاق ايلات مختلف.

در ميان اجتماع انسانها علاوه بر اينگونه مهاجرتهاي موقت شرائط سياسي و اقتصادي، كشورهاي و ساير جوامع بزرگ و كوچك موجب ترك موقت زادگاه ميگردد كه گاهي اين جدائي موقت بعلت كوتاهي عمل خود مهاجر و يا طولاني بودن دوران حكومت نامناسب به مهاجرت هاي ابدي تبديل ميگردد.

گاهي اوقات بعلت مناسب شدن فضاي زندگي در زادگاه متروك شده مهاجرين، شرائط مساعد در محل سكونت قبلي بوجود آمده و حتي مهاجريني كه قبلاً هجرت ابدي داشته اند به موطن خود بازميگردند.

مهاجرت هاي ابدي

با توجه به اينكه هر نوع مهاجرتي كه بقصد ابدي بودن انجام ميگردد ممكنست به مهاجرت موقت مبدل گردد و خود مهاجر به موطن خود مراجعت نمايد. بعضي از انواع مهاجرت هاي ابدي هرگز رجعتي در پي نخواهد داشت.

از نظر فلسفي ميتوان نخستين مهاجرت موجودات زنده را، انتقال نطفه از دستگاه تناسلي جنس «نر» به زهدان مادر بحساب آورد.

مرحله دوم هجرت نطفه منعقد شده (نوزاد در رحم مادر) را به عالم هستي در نظر گرفت كه اين هر دو را هرگز بارگشتي نيست.

بطور كلي مهاجرت ها اغلب در نتيجه اجبار و «قوانين جبري طبيعت» صورت مي گيرد زيرا علاقه موجود به زادگاه (وطن) كه نوعي آغوش مادر است، هر موجود زنده را به «خاك» و ميهن و زادگاه علاقمند ميسازد. و اين اجبار براي مهاجرت علل مختلف بشرح زير دارد:

مهاجرت هاي دلخواه

با وجود اينكه هرگونه مهاجرت و تغيير زادگاه داراي مصائب و دشواري هاي جنبي ميباشد، ولي گاهي اوقات مشاهده ميشود كه فرد يا افراد و يا گروهي براي بدست آوردن امكان زندگي بهتر بطرف مساكن جديدي كوچ نموده و اقامتگاه خود را تغيير ميدهند.

1 ـ كوليان

مهمترين و مشخص ترين نمونه اين مهاجرتها (زندگي مهاجرتي كوليان) است. كوليان هزاران سال است كه پاي بند مكان و وطن نيستند و همواره در حال مهاجرت از محلي به محل ديگر ميباشند.

اين طبقه از مردم قرنهاست كه از طرف تمام ملل جهان به رسميت شناخته شده اند. كوليان از ديرباز عامل انتقال فرهنگ هاي مختلف، اختراعات جديد و بسياري از آثار تمدن از مناطقي به منطقه هاي ديگر بوده اند. آنها برخلاف عموم آدميان كه وابستگي عاطفي و عزيزي به زادگاه وطن خود دارند هرگز در مكان معيني بمدت زياد سكونت نمي كنند و بهمين دليل همواره در اثر تماس و برخورد با تمدنهاي مختلف در عقايد و افكار خود تجديدنظر مي نمايند.

اين اقوام كولي داراي تجربه هاي بسيار ارزنده اي در زمينه كوچ هاي دسته جمعي و مهاجرت هاي گروهي و طايفه اي ميباشند و اين تجربيات مورد استفاده مردم عادي در مهاجرتهاي اختياري و اجباري قرار گرفته است.

تجربه هاي كوليان كه راهنماي مردم غيرمهاجر و مهاجرين اجباري قرار مي گيرد در زمينه هاي پزشكي و درماني، نظافت هاي لازم هنگام كوچ، تأمين و تهيه غذا، نحوه رفتار با يكديگر، مبارزه با حوادث طبيعي و موارد ديگر ميباشد.

2 ـ مهاجرت هاي برنامه ريزي شده

نوع ديگر مهاجرت هاي دلخواه، مهاجرت هاي برنامه ريزي شده ميباشد. اينگونه مهاجرت ها معمولاً بخاطر كسب درآمد بيشتر ـ آشنائي با فنون و علوم ـ و بالاخره اسكان در منطقه اي مناسب تر از محل سكونت قبلي براي كشاورزي و دامداري و ساير امور انجام مي گيرد.

از آنجا كه اينگونه مهاجرت ها با مطالعات قبلي و برنامه ريزيهاي صحيح صورت مي گيرد و از طرفي مهاجرين جديد. با مهاجرين قبلي ارتباطاتي برقرار مي نمايند و از تجربه هاي گذشتگان سود كافي مي برند همواره نتايج مطلوبي براي مهاجرين در پي دارد از سوي ديگر مهاجرين قبلي كه با مهاجرين تازه داراي ارتباطات و خويشاوندي نسبي و سببي ميباشند گره گشاي معضلات و گرفتاريهاي يكديگر ميگردند و از همه مهتر اينكه اين گونه مهاجرين هموطن و هم سرنوشت و هم طبقه با هم ميباشند به آساني در يكديگر حذب شده و در هم مستحيل ميگردند و ملت يا گروه جوان و زنده تازه اي را بوجود مي آورند.

اين مهاجرين مانند جريان آب رواني هستند كه بسهولت از داخل يك مسير به آبگير بزرگتري مي پيوندند و اشكالات مهمي براي آنان پيش نمي آيد. زيرا آنها عده اي هموطن، همزبان، هم كيش با فرهنگي مشترك هستند كه بصورت گروهي به محل بهتر و مناسبتري نقل مكان نموده اند و نه تنها احساس غربت خانوادگي و فرهنگي نمي كنند، بلكه محيط زندگي را براي پذيرش اجتماعات جديد آماده ميسازند.

در مهاجرتهاي دلخواه اگر اشكال مهمي براي بعضي از مهاجرين پيش آيد، بسهولت ميتوانند به جايگاه مادر بازگردند و اغلب اوقات اين جابجائي بنفع مهاجرين جديد و قديم موجب حل مشكلات عديده ميگردد و راههاي تازه و جديدي براي ادامه و تداوم حيات گشوده ميگردد.

مهاجرت هاي دلخواه را بهيچ عنوان نبايد با مهاجرتهاي اجباري مورد مقايسه قرار داد. با اينكه هر نوع مهاجرت و ترك زادگاه ضايعات مالي و رواني در آغاز مهاجرت بدنبال دارد، اما بهرحال چون راه بازگشت هميشه گشوده است، بيماريهاي روحي كه از جدا شدن فرد از خانواده و زادگاه گريبانگير مهاجرين ميگردد بسهولت درمان ميشود و ضايعات مالي هم قابل جبران است.

اغلب اوقات زندگي مادي مهاجرين در عالم غربت بهتر از سابق ميگردد زيرا مهاجرين (حتي اجباري) دست بانجام كارهائي مي زنند كه در شهر و ديار خود بعلل اجتماعي و شرائط فرهنگي قادر به انجام آن نبوده اند ولي در عالم غربت از روي ناچاري، ترس از فقر و مسكنت، عالم غربت و ناشناس بودن فرد مهاجر، انجام كار تازه اي كه ظاهراً با شئون زندگي گذشته او توافق نداشته باعث پيشرفت و توسعه امور مالي فرد مهاجر غريب ميگردد. اين نوع مشاغل ممكنست مشاغل غيراخلاقي و ضد جامعه هم باشد از قبيل قاچاقچي گري، خريد و فروش مواد مخدر، سرقت مسلحانه، آدم ربائي و شاخه هاي مختلف فحشا و آدم فروشي و ساير امور ضد اخلاق و ضد جامعه و بلاخره مشاغلي كه با سطح بسيار نازل اجتماعي داراي درآمدهاي سرشار ميشود.

مهاجرت هاي اجباري

مهمترين علت مهاجرت اقوام مختلف به نقاطي دورتر از زادگاه خود، مهاجرت هاي اجتماعي ـ اقتصادي در اثر اختلاف عقيده با سياست فرهنگي حاكمان كشور است. مهاجرت اجباري را نبايستي با تبعيد در يك رديف بحساب آورد. زيرا تبعيد همواره بوسيله دادگاهي صالح يا غيرصالح بعنوان يكي از انواع تبعيد به فردي تكليف و تحميل ميگردد كه خود بحثي جداگانه دارد. ولي مهاجرت هاي اجباري سياسي هنگامي صورت ميگيرد كه ادامه زندگي در موطن اصلي براي فردي يا افرادي غيرممكن است و اين بلاي خانمانسوز اجتماعي علل بسياري دارد كه به بعضي از مهمترين آن اشاره مي كنيم. بايد اضافه شود كه مهاجرت هاي اجباري داراي ضايعات غم انگيز بسياري است كه در انواع اين مهاجرت ها بطور جداگانه گفتگو خواهيم كرد.

1 ـ ناسازگاري محيط زندگي (طبيعي و غيرسياسي)

در تمام طول تاريخ زندگي بشر، مهاجرت هاي اجباري به علت ناسازگاري محيط زيست انجام گرفته است. ناسازگاري شرايط محيط زيست شامل موارد زير ميباشد:

الف ـ نتغييرات جغرافيائي در اثر وقوع زلزله و تغيير مسير جريان رودخانه ها و آبهاي جاري، شكسته شدن سدهاي طبيعي و بالا و پائين رفتن منابع طبيعي آب، خشك شدن سطح زمين، درهم شكستن سدهاي طبيعي آبهاي زيرزميني، بروز سيل هاي مداوم و بالا آمدن سطح آب روي زمين. بلامصرف شدن اماكن زندگي و غرقابه شدن زمين هاي زراعتي در زير آب، آتشفشانها و نابود شدن شهرهاي مسكوني، فرورفتن زمينهاي بزرگ در زير آب، و صدها عوامل ديگر كه آدمي را ناچار كرده است زمين هاي زراعتي را تغيير دهد و به اماكن جديدي غير از زادگاه خود نقل مكان كند. اين نوع مهاجرت ها در تمام عالم و كليه دورانهاي جغرافيائي روي داده است و مهاجرتهاي عظيم گروههاي انساني و جانوري در اثر بروز همين حوادث طبيعي است كه حتي قاره ها را از هم جدا نموده است و چون بروز اين حوادث عموما بصورت ناگهاني است خواه ناخواه زيانهاي جاني و مالي بسياري بهمراه داشته و خواهد داشت.

تغيير آب و هواي كره زمين و دورانهاي يخ بندان و گرما كه همواره كره زمين را تهديد مي كند موجب تغيير شرايط محيط زيست و كوچ ها و مهاجرتهاي بزرگ موجودات روي زمين شده است. كافيست اشاره شود كه در آخرين دوران يخ بندان كره زمين حدود چهار هزار سال پيش، سطح آب خليج فارس نود متر از سطح امروز پائين تر رفته بوده است. و به اين ترتيب تمام باطلاقهاي جنوب ايران و عراق كنوني تبديل به كويرهاي خشك و بي آب و علف با شكافهاي دره آسا شده بوده است و بالعكس در دوران گرم تر شدن كره زمين كه از حدود دو هزار و ششصد سال پيش آغاز شده است سطح خليج فارس بمرور بالا آمده و زمين هاي باطلاقي كنوني تبديل به جنگلها و كشتزارهاي وسيع شده و سراسر مناطق جنوبي و غربي آنرا جنگلهاي انبوه فراگرفته بوده است كه بعلت گرم تر شدن اين مناطق مجددا خشكي و كوير به اين سرزمينها روي آورده است.

بنابراين تغيير شرائط جوي به عناوين مختلف موجب كوچ كردن آدميان از نقطه اي به نقطه ديگر شده است كه هر يك از اين جابجائي ها موجب مصائب غيرقابل جبران و ضايعات عظيم براي جوامع بشري بوده است و از طرفي امكانات تازه اي براي گسترش تمدن بوجود آمده است.

لازم به يادآوري است كه در دو هزار و سيصد سال قبل تمام مناطق جنوبي ايران (سواحل اقيانوس هند و خليج فارس تا صدها كيلومتر داخل خاك ايران) را جنگلهاي انبوه فرا گرفته بوده است. اين جنگلها تا كرمان و سيستان و بلوچستان ادامه داشته و در مناطق بلوچستان درياچه هاي بزرگ آب شور و شيرين وجود داشته و انواع مرغهاي ناياب دريائي از جمله پليكان در آن مناطق بسيار بوده است. نوع مخصوص دريائي كروكوديل هاي اين مناطق (سيستان و بلوچستان) كه هنوز هم در اين منطقه وجود دارد داراي نفيس ترين پوست براي ساختن لوازم چرمي است كه در جهان معروف است.

در سفرنامه اسكندر يادآوري شده است كه ارتش مهاجم اسكندر تمام سرزمين ايران را از آسياي صغير تا فنيقيه و شام و صحاري فعلي عربستان الي كرمان را از ميان جنگلهاي پر از دار و درخت عبور كرده و تابش آفتاب را كمتر بالاي سر خود احساس نموده. همچنين يادآوري ميشود كه پس از ساخته شدن سد هيرمند در افغانستان در چند دهه اخير بمرور آب درياچه هاي داخلي ايران و باتلاقهاي طبيعي آن خشك شد و بمروز نسل پرندگان مهاجر در اين مناطق از بين رفت و تمساح هاي استثنائي اين مناطق در شرف نابودي بود. ولي خوشبختانه پس از مدت كوتاهي آبهاي زيرزميني همان رودخانه و سد هيرمند پس از فرسنگها حركت در زير زمين دوباره بصورت چشمه هاي سرشار و چاههاي آرتزين از زمين خارج شد و درياچه هاي جديد ايجاد گرديد و تمساح ها زاد و ولد كردند و پرندگان مهاجر به ييلاقهاي تابستاني خود بازگشتند.

دكتر آرمان نوري

دنباله در شماره آينده

برگشت به سرمقالات