انتخابات رياكارانه و تحريم دگرباره
در جمهوري اسلامي هر رويداد تازه، وسيله ديگري براي رسيدن به هدفهاي انحرافي و گمراه كننده حكومتگران است. انتخابات هم يكي از اين مقوله هاست كه نه براي انتخاب اصلح،
بلكه براي تأمين منظور رياكارانه يعني اثبات مشروعيت دروغين ولايتيان، در برابر افكار عمومي دنيا، ميباشد.
اين روبه صفتان با تجربه 1400 ساله اي كه در راه به انحراف كشيدن «امت اسلامي» اندوخته اند، هر بار به گونه تازه اي بار كج خود را به مقصد ميرسانند. در انتخابات اول رياست جمهوري خاتمي، از مردي كه در دوران وزارت ارشاد او، خشن ترين و وحشيانه ترين كشتارها رخ داده است، انساني روشنفكر، آزاديخواه و حتي مخالف ولايت فقيه ساختند، با سلام و صلوات بر مسند رياست جمهوريش رسانيدند، تا جمهوري اسلامي به انزوا رانده شده، به مجمع عمومي سازمان ملل راه يابد و رئيس جمهور آن، خود را به كرسي سخن پراكني رساند و ساز گفتگوي تمدنها آغاز كند. از همه اين تلاشها به اين نتيجه رسند كه ايراني به قانون اساسي و ولايت فقيه وفادار است. چنانكه ميليونها نفر به پاي صندوق راي رفتند و چنين فرد پاي بند بر قانون و اصول اسلامي و «انساني» را به رياست خود برگزيدند.
چون دور اول رياست وي، بي آنكه معجزي از اين امامزاده ديده شود، به سر آمد، گروه دوم خرداديها مدعي شدند كه مدت براي برآوردن آرزوها كم بود. فرصتي ديگر دهيد تا اين مبتكر گفتگوي تمدنها ايران را گلستان كند و ولايتيان را بند و زندان.
در انتخابات دور دوم كه هنوز رنگ نيرنگها برپا و اميدهائي در دلها بر جا بود، خاتمي بار ديگر با ميليونها راي انتخاب و فرمان رياست جمهوري منخب مردم را، با افتخار، از دست رفسنجاني، كريه ترين چهره بعد از خلخالي، دريافت داشت و بر ديده نهاد. بدينگونه به تمام مردم دنيا نشان دادند كه دارنده ميليونها راي از سرپسردگان ولايت فقيه است و معتقد به قانون اساسي جمهوري اسلامي!
«جنبش آزادي ايران» سربلند است كه در تمام اين موارد، اعم از انتخابات پارلماني، رياست جمهوري و يا شوراها، با روشن بيني و دورنگري كامل، ماهيت نيرنگ را نيكي درمييافت و با تحريم انتخابات پرده از روي برميداشت و نشان ميداد كه هدف نه انتخابات، بلكه دوختن قباي مشروعيت در برابر افكار عمومي جهانيان است. از رفتن بر پاي صندوق همين يك را ميخواهند كه بانگ برآورند كه مردم به حمايت از قانون اساسي به سوي صندوقها شتافتند و با راي خود احترام و اطاعت خود را از اين ساخته و پرداخته خبرگان نشان دادند.
در اين موقع كه انتخابات دوره هفتم مجلس را پيش كشيده اند، «جنبش آزادي ايران» باز هم در رسالت خود ميداند كه دگرباره ماهيت اين معركه را آشكار سازد و به روشني هشدار دهد كه هدف معركه گيران نه انتخابات است، نه انتخاب اصلح و نه به دست آوردن اكثريت. در محيطي كه فردي هرچه خواهد تواند، و راي ديگران را هرچه باشد تواند كه به هيچ انگارد، چه نيازي دارد كه براي انتخاب افراد خود را به دريوزگي راي اندازد؟ مگر خميني نام «امام امت» بر خود ننهاد، خود را بر روي ماه ننشاند و با صراحت نگفت اگر همه گويند آري و من بگويم نه راي راي من است كه ولي فقيه هستم و فرستاده اي براي هدايت هرچه صغير و سفيه؟
اينان كه بازماندگان آن هستند و بر گور سپارندگان آن. مگر از او چه كم دارند كه نتوانند هر حلقه ننگي را كه خواهند به نام خدا و مصلحت خلق به گردن مردم اندازند؟ و تا هر جا كه خواهند برانند. مگر خامنه اي، آن دست آموز كهنه كار، از او چه كم دارد كه نتواند. مگر او نبود كه ديروز، برخلاف خواسته همه مردم و مجلسيان، از طرح لايحه مطبوعات در مجلس جلوگيري كرد و هرگز به التماس ديگران نپرداخت. چرا ديروز توانست و فردا نتواند؟
پس پيداست كه با بقاي حكومت اسلامي آش همان آش است و كاسه همان كاسه. اينهمه تلاش نه براي كشاندن مردم به پاي صندوقها بلكه دست و پائي براي رفو كردن قبائي است كه در فسادها و اختناق داخاي، در پناه دادن تروريست ها و شركت و كمك رساني به تروريستهاي بين المللي، در بي اعتنائي به قراردادهاي جهاني و پنهان كاري در غني سازي اتمي، به بدنامي دريده شده و ديگر رفوبردار نميباشد.
جمهوري اسلامي كه خود بهتر و بيشتر از همه بر اين واقعيات آشنا است، چاره اي ندارد مگر آنكه شعبده اي ديگر راه اندازد و مردم را اين بار نيز به بهانه هاي تازه تر به پاي صندوقها كشاند و بدين بهانه در برابر آهنگ همه پرسي كه همه گير و جهاني شده است، مقاومت كند و چند صباحي ديگر بر حيات ننگين خود ادامه دهد.
گويا نميداند كه همه را براي هميشه نميتوان گول زد، و باز نميداند كه ملت ايران در اين 25 سال همه نيرنگهاي اين حكومت كذاب را آزموده است و به نيكي ميداند كه در اين طبله جز نيرنگ و ريا نتوان يافت. و با اين زمزمه حافظ نيز آشنائي ديرين دارد كه:
بازي چرخ بشكندش بيضه در كلاه
بر هر كسي كه شعبده با اهل راز كرد
جنبش آزادي ايران