پيام به رفقا
پيام به رفقاي «اتحاد انقلابي نيروهاي كمونيست و چپ (سوئد ـ واحد استكهلم) و از اين طريق به همه كساني كه براي افشاي ماهيت و اهداف اعطاي جايزه نوبل به خانم عبادي و مبارزه عليه جمهوري اسلامي و حاميان جهاني اش به تظاهرات و اعتراضات پرداخته اند!
اهداء جايزه صلح نوبل به خانم عبادي، بزك كردن چهره كريه جمهوري اسلامي است!
گيرلوندستاد، سخنگوي كميته نوبل ميگويد: «با انتخاب خاتمي در سال 1997 اميد و انتظارات زيادي وجود داشت. اكنون به نظر ميرسد كه اين جنبش رفرميستي بخشي از نيرو و معناي وجودي خود را از دست داده است، اگر اين جايزه بتواند روح تازه اي به كالبد جنبش رفرميستي بدمد ما آن را مثبت ارزيابي خواهيم كرد» (مصاحبه با فرهاد رحيمي).
بنابراين، هدف اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم عبادي از زبان سخنگوي اين كميته روشن است: حمايت از اصلاح طلبان دولتي و كوشش براي نجات جناج آبرو باخته خاتمي و باين ترتيب حفظ جمهوري اسلامي در مقابل جنبش هاي مردمي! اين در واقع بازتاب سياست عمومي اتحاديه اروپا نسبت به ايران است كه همواره با نديده گرفتن نقض منظم و سازمان يافته حقوق بشر و ترور و خفقان افسارگسيخته همه جناح هاي حاكميت اسلامي عليه دگرانديشان، اقليت هاي مذهبي و ملي، كارگران، روشنفكران، زنان، كودكان، دانشجويان، جوانان و كليه اقشار مردمي، از اين رژيم حمايت كرده است. رژيم جمهوري اسلامي آنچنان از موقعيت خود نزد قدرت هاي جهاني مطمئن است كه حتي از توجيه نقض آشكار حقوق بشر توسط قوانين اسلامي و دستگاه قضائي و پليسي خود، در مراجع بين المللي نيز ابايي ندارد.
اين اولين بار نيست كه دولت هاي اروپايي از طريق اعطاي جايزه هاي گوناگون فرهنگي، هنري و سينمايي به برخي از فيلمسازان ايراني و برپايي كنفرانس هاي مختلف سياسي از قبيل كنفرانس برلين مي كوشند چهره كريه رژيم اسلامي را بزك كرده آن را در افكار عمومي جهان، رژيمي در حال تغيير و مستعد اصلاح جا بزنند تا از اين طريق به چپاول بيش از پيش خود در ايران ادامه دهند.
خانم عبادي نيز بلافاصله پس از «اطلاع» از دريافت جايزه صلح نوبل، با استفاده از جو تبليغاتي عظيمي كه ايجاد شده بود به دفاع از اسلام پرداخت و آنرا در تطابق با معيارهاي حقوق بشر قلمداد نمود. پس از مراجعه به ايران نيز به وظايف «صلح طلبانه» خود عمل كرد و كوشيد تا مردم ناراضي را با رژيم آشتي دهد. خانم عبادي تحت اين عنوان كه «عصر انقلاب ها بسر رسيده» و «تظاهرات و اعتراضات» ره به جايي نميبرد، مبلغ اصلاح رژيم از درون است. وابستگي خانم عبادي به جريان اصلاح طلب و پايبندي او به قانون اساسي ارتجاعي و ضد مردمي جمهوري اسلامي شكي باقي نمي گذارد كه ايشان پس از به بن بست رسيدن جريان دوم خرداد و از حيز انتفاع افتادن خاتمي، وظيفه تخفيف نارضايي مردم عليه رژيم اسلامي را به عهده گرفته است.
ما با ابراز همبستگي كامل با مبارزات شما از همه آزادانديشان، بويژه نيروهاي انقلابي و جريانات مدافع سوسياليسم مي خواهيم مبارزات خود را با شما همسو سازند تا در مقابل توطئه هاي ارتجاع و امپرياليسم و در دفاع از مبارزات كارگران و زحمتكشان و نيروهاي مترقي ايران عليه رژيم ضد مردمي و عوامل رنگارنگ آن يك پارچه و متحد بپاخيزيم.
مرگ بر رژيم ضد بشري جمهوري اسلامي!
ننگ بر عوام فريبان داخلي و خارجي!
زنده باد سوسياليسم تنها راه رهايي بشريت.
10 دسامبر 2003