گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
septembre 2003 - n° 24

آذربايجان سخن ميگويد:

مردم شريف ايران، هموطنان عزيز

از پگاه انقلاب كبير مشروطيت تا به امروز نيروهاي عدالت طلب و آزاديخواه كشورمان كوشيده اند تا آزادي و عدالت را بر جامعه حاكم كنند و يكايك شهروندان ايران را در دستيابي به جميع حقوق اجتماعي و فردي خود ياري نمايند.

ملت ما در طول تاريخ  شاهد استبداد شاهان خودكامه بسياري بوده است كه براي بقاي قدرت خود به هر جنايتي دست يازيده اند اما تجربه مكرر نوع بشر اين است كه ظلم ماندني نيست.

انقلاب ضد سلطنتي سال 57 گوياي اين تجربه براي برپايي جمهوريت و مردمسالاري بود.

اكنون اگر چه قريب به ربع قرن از آن تاريخ پرشكوه و حماسي ميگذرد، اما پرسش اساسي ما اين است: آيا ملت ايران به آرزوهاي خود رسيده اند؟!

يقيناً شناسايي و تحليل اشتباهات و ضعفهاي گذشته به چراغ راهنمايي براي جنبش نوين مردم سالاري ملت ايران تبديل خواهد گشت.

به نظر ميرسد مهمترين دليل عدم توفيق ما در برقراري نظامي دمكراتيك، نداشتن تعريفي صريح از مفهوم دموكراسي و طلب آن به مثابه امري انتزاعي و همچنين عدم توجه به ضرورتهاي عيني مردمسالاري در شكل گيري رويكردهاي كلان فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و قومي و مذهبي كشورمان بوده است.

در چنين شرايطي ارايه تصويري از ضروريات مردمسالاري و اوصاف جمهوريت، ميتواند به شناخت بيشتر نيروهاي آزاديخواه و دمكرات از همديگر و اتحاد و همكاري اين نيروها در راستاي حصول به نظام مطلوب اكثريت در كشور كمك نمايد.

ما امضا كنندگان ذيل بعنوان جمعي از پژوهشگران، انديشمندان، نويسندگان، دانشگاهيان، شعرا، روزنامه نگاران و فعالان سياسي آذربايجان با حمايت از تلاشهاي ساير هموطنان براي ايجاد جبهه فراگير دمكراسي خواهي، ديدگاههاي خود را در مورد محورهاي عمده و اهداف اصلي حركت آزاديخواهانه ملت ايران به شرح زير اعلام ميداريم:

1 ـ نخستين و برترين ضامن تحقق خواسته هاي ملي، گذار به سيستمي مردمسالار براساس اصول شناخته شده جمهوريهاي دموكراتيك و تضمين حقوق و آزاديهاي فردي و اجتماعي مندرج در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ضمايم آن ميباشد.

2 ـ با توجه به تنوع قومي و وسعت جغرافيايي و نيز سابقه تاريخي كشورمان حركت به سوي برقراري نظام فدراتيو در ايران امري اجتناب ناپذير است. طي يكصد سال اخير، وجود اصول مشهوري چون انجمنهاي ايالتي و ولايتي و نيز شوراهاي اسلامي در قوانين اساسي دوران مشروطه و جمهوري اسلامي گوياي ضرورت ايجاد نظام فدرال در ايران است كه طي دو سال اخير نيز تحت عنوان طرح ده ايالتي شدن ايران بنحو فزاينده اي بر اهميت آن افزوده شده است.

3 ـ تعريف و قانونمند كردن حقوق فرهنگي، اقتصادي و سياسي شهروندان و برابري آنها در همه زمينه ها ضامن سلامت و پايداري جمهوري است. لذا انتساب به هيچ مرام، فكر، نژاد و مذهبي موجب برتري و مشروعيت نيست و از نظر ما تنها منبع مشروعيت راي اكثريت ملت است كه از طريق برگزاري انتخابات آزاد و دموكراتيك به منصه ظهور ميرسد.

4 ـ با نظر به اينكه ايران كشوري كثيرالمله است و در سراسر جغرافياي پهناور آن در طول تاريخ زبانهاي شناخته شده پرتكلم و مستقلي چون تركي، فارسي، عربي، كردي، تركمني و بلوچي رايج بوده است لذا پذيرش سريع و اجراي شفاف اصلي بديهي تحصيل به زبان مادري در همه سطوح تحصيلي امري ضروري ميباشد.

5 ـ با توجه به اينكه همه زبانها و لهجه ها و نيز مواريث فرهنگي جزء ثروتهاي عظيم معنوي ايران محسوب ميگردند لذا ايجاد شرايط مناسب براي بقا و بالندگي همه زبانها و لهجه هاي رايج در ايران و نيز حفاظت و ترميم يادگارهاي فرهنگي، بدون اعمال هرگونه تبعيض از خواسته هاي ماست.

6 ـ براي تكريم مقام انساني زن در جامعه ـ بعنوان نيمي از شهروندان ـ پذيرش كنوانسيون رفع تبعيض از زنان و ملحقات آن ضروري است.

7 ـ براي صيانت از دموكراسي و تداوم آن، توسعه پايدار علمي و فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي در سراسر كشور اجتناب ناپذير ميباشد. نا خواستار بهره مندي برابر همگان از امنيت، آموزش و پرورش، رسانه هاي عمومي، بهداشت، اشتغال، مسكن و ساير امكانات رفاهي هستيم.

8 ـ محيط زيست و تنوع زيستي و گنجينه ژنتيكي ايران از مهمترين ثروتهاي ملي است. ما خواستار ترميم خسارات وسيع دهه هاي اخير به محيط زيست و صيانت از اين ثروت گرانبهاي ملي هستيم.

9 ـ از نظر ما محور قرار گرفتن تذمين منافع ملي و تنظيم مناسبات هارمونيك در عرصه بين المللي به منظور تقويت دوستي ميان ملتها و نيز گسترش صلح جهاني ضامن امنيت و پيشرفت و اسايش ملي است.

ما معتقد به پيگيري مطالبات از راههاي مسالمت آميز هستيم، از نظر ما شيوه هاي مختلف مقاومت مدني همچون تحصن، تجمع، راهپيمايي، اعتصاب و تقاضا براي برگزاري رفراندوم حق ذاتي ملت براي رسيدن به مطالبات خويش ميباشد.

معتقد هستيم كه حذف يا بي توجهي به هر يك از موارد فوق باعث سلب اعتماد گروههاي وسيعي از مردم و احياناً جبهه گيري آنان در مقابل همديگر و نهايتاً بهدر رفتن نيروها و به تاخير افتادن روند رشد جامعه ايران خواهد شد.

اميدواريم كليه نيروهايي كه صادقانه ميكوشند تا در رشد و تعالي جامعه سهمي داشته باشند با تحليل و بررسي واقع بينانه ويژگيها و معضلات جامعه ايران و روند تحولات منطقه و نهايتاً ارايه طريق جهت تحقق مسالمت آميز اهداف فوق در مسير حركت مردم ايران راهگشايي كنند.

باشد كه در جنبشها و حركات اجتماعي خويش بتوانيم با داشتن چشم اندازي روشن از دموكراسي و درك صحيح از معضلات جامعه به پي ريزي شالوده كشوري پيشرفته و سرافراز با شهرونداني آزاد و برابر موفق گرديم.

 

برگشت به سرمقالات