گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
septembre 2003 - n° 24

اجازه ندهيم سناريوي «قتل هاي زنجيره اي» در مورد پرونده قتل زهرا كاظمي تكرار شود!

سرانجام دولت خاتمي مجبور به اعتراف شد كه مرگ فجيع زهرا كاظمي عكاس و خبرنگار كانادايي (ايراني تبار) نه ناشي از سكته مغزي (آنطور كه زندانبانان و دادستاني رژيم ادعا كرده بودند) بلكه ناشي از وارد شدن ضربه به مغز او در حين بازجويي و بازداشتش در زندان اوين بوده است. اين اعتراف قبل از آنكه ناشي از حسن نيت و تلاش رژيم براي دستيابي به حقيقت و توقف اينگونه زجركش كردن زندانيان در زير شكنجه باشد، با اين هدف صورت ميگيرد كه احتمالاً با معرفي يكي دو مهره به اصطلاح «خودسر» سر و ته قضيه را بهم آورند. دولت خاتمي چاره اي جز پذيرش اين مسئله نداشته است، چرا كه دولت كانادا قوياً بر استرداد جنازه زهرا كاظمي اصرار داشت و كالبد شكافي ميتوانست براحتي دروغ بودن ادعاي «سكته مغزي» را اثبات كند، بويژه اينكه حتي پزشكي قانوني بيمارستان سپاه در تهران هم حاضر نشده بود ادعاي زندانبانان را تأييد كند. اين اعتراف همچنين به اين دليل صورت ميگيرد كه قتل يك روزنامه گار شهروند يك كشور غربي، اثرات دنباله داري بر مناسبات رژيم با خارج و گسترش انزواي بين المللي آن بجا مي گذاشت. بويژه اينكه دولت كانادا روابط تجاري كلاني با ايران دارد و يكي از كشورهاي گروه 8 (گروه پيشرفته ترين كشورهاي سرمايه داري) محسوب ميشود والا دولت خاتمي پشيزي براي جان انسانها ارزش قائل نيست. كما اينكه همزمان با دستگيري و قتل زهرا كاظمي، يكي از مبارزان جنبش چپ و از پيشمرگان سابق كومه له بنام فرهمند صادق وزيري كه به همراه خانواده اش از طريق سلماس قصد خروج از كشور داشت، دستگير شده و پس از چند روز جنازه او تحويل خانواده اش ميشود. اما عليرغم اين جنايت هولناك و انعكاس وسيع آن در سطح اينترنت، دولت خاتمي هيچ كميسيوني را مأمور پيگيري اين قتل سياسي نميكند، ولي مورد زهرا كاظمي فرق ميكند چون مستقيماً پاي يك كشور خارجي در ميان است و بدليل حرفه او، خشم و اعتراض روزنامه گاران جهان و دست اندركاران رسانه هاي بين المللي برانگيخته شده است. به همين خاطر نيروهاي آزاديخواه بايد ضمن افشاي وسيع اين رسوايي بزرگ، كارزار بين المللي گسترده اي عليه رژيم اسلامي و براي نجات جان ساير روزنامه گاران اسير و نيز كليه زندانيان سياسي و عقيدتي برپا كنند. بايد به جهانيان گفت كه اين رژيم با تمام جناح بنديهايش، صلاحيت رسيدگي به پرونده جناياتي از اين دست را ندارد، كما اينكه بعد از قتل هاي زنجيره اي پائيز 77 (كه بدستور عاليترين مقامات و آيت الله هاي رژيم صورت گرفته بود) سعيد امامي «خودكشي» داده ميشود و مهره هايي چون كاظمي و عليخاني حكم محكوميت دريافت ميكنند تا رأس نظام از اتهام دست داشتن در اين جنايات سازمان يافته تبرئه شود. همين سناريو در مورد فاجعه يورش به كوي دانشگاه تهران در 18 تير 78 تكرار  گرديد و همگان به چشم ديدند كه چگونه جنايتكاراني مثل سردار نظري تبرئه شدند. بنابراين ترديدي نيست كه كميسيون دولتي رژيم ايران، هيچگاه بخود اجازه نزديك شدن به جنايتكاران اصلي را نخواهد داد و در بهترين حالت يكي دو پادو يا بازجوي زندان اوين دستگير و پس از مدتي همچون «سعيد عسگر» (ضارب حجاريان) آزاد خواهند شد و يا خيلي راحت ادعا خواهند نمود كه پارب زهرا كاظمي متواري شده است، حال آنكه در رابطه با اين پرونده، بسياري از رسانه ها و گزارشات از دخالت مستقيم «مرتضوي» جلاد (دادستاني جديد تهران) در بازجويي و ضرب و شتم زنده ياد كاظمي سخن ميگويند.

به همين خاطر و با توجه به پرونده طولاني رژيم در صدها ترور در داخل و خارج از كشور و در سر به نيست كردن دهها هزار زنداني سياسي و با توجه به تجربه مساتمالي شدن پرونده قتل هاي زنجيره اي 77 و فاجعه 18 تير 78 و... هيچ نهادي از رژيم صلاحيت رسيدگي به پرونده زهرا كاظمي را ندارد، لذا ما همدوش با انبوه نهادها و انسانهاي آزاديخواه در ايران و جهان، خواهان آنيم كه:

1 ـ جسد زهرا كاظمي بيدرنگ و بنا بدرخواست فرزندش (استفان هاشمي) به كانادا منتقل شود.

2 ـ يك هيات بين المللي حقيقت ياب راهي تهران شود تا بدور از هر نوع لاپوشاني، عاملان قتل زهرا كاظمي را تا بلندمرتبه ترين سطوح نظام، معرفي كرده و خواستار محاكمه و مجازات همه آنها شود.

3 ـ كميسيون ويژه اي نيز از سوي نهادهاي حقوق بشر بين المللي راهي ايران شود تا از نزديك به بررسي وضعيت شكنجه و اسارت زندانيان سياسي و عقيدتي ـ بويژه بازداشت شدگان خيزشهاي دانشجويي و مردمي اخير ـ بپردازد و در پي آن از سازمان ملل خواسته شود كه اشتباه سال قبل را تكرار نكند و رژيم ايران را مجددا بعنوان يكي از خشن ترين ناقضين حقوق بشر معرفي نمايد.

4 ـ كليه روزنامه نگاران، دانشجويان و زندانيان سياسي بايد بي هيچ قيد و شرطي آزاد شوند و هر نوع اعمال شكنجه روحي و جسمي در زندانهاي ايران متوقف گردد.

نگذاريم جمهوري اسلامي اينبار نيز با فدا كردن يكي دو «خود سر»، سر خود را نجات دهد!

كميته مركزي سازمان كارگران انقلابي ايران (راه كارگر)

 

برگشت به سرمقالات