گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
juin 2003 - n° 23

گل بود به سبزه نيز آراسته شد

مانند هر شب تازه از راه رسيدم آبي به دست و صورتم زدم و سپس كتري را روي اجاق گاز گذاشته و چاي يعني نوشيدني مورد علاقه ام را آماده كرده و در ليوان ريختم و آمدم پاي بساط دستگاه جادوئي اينترنت نشسته و يك راست رفتم روي سايت گويا، تا از رويدادهاي جهان بخصوص وطن جاوداني ام ايران باخبر شوم. همينطور كه بعضي مطالب را با دقت و تعدادي را هم سرسري مي خواندم به تيتر بيانيه ها رسيدم. با ديدن عنوان «مسلمانان مشروطه خواه» چيزي نمانده بود كه از تعجب شاخ درآوردم. در اين سالهاي غربت نشيني، هرچندگاه شاهد ظهور گروه يا سازمان هايي با نامهاي دهان پركن بوده ام كه پس از اندك زماني چون حباب هاي روي آب يكباره محو ميشوند و ديگر اثر و نشاني از آنها بجا نمي ماند. پس از فاجعه دلخراش 11 سپتامبر كه موجب شد پرزيدنت ژرژ دبليو بوش شمشير را از رو ببندد و اعلام نمايد به حساب اسامه بن لادن و ملا محمد عمر و دار و دسته آنها و هرچه تروريست است خواهيم رسيد. حرامشان باد آن همه كمك هايي كه كرديم تا روي در روي اتحاد جماهير شوروي كمونيست بايستند و كشور اسلامي افغانستان را از لسطه كمونيستهاي خدانشناس نجات دهند. حالا نمك ميخورند و نمكدان مي شكنند؟ پس منتظر باشند تا بحساب تك تكشان برسيم. هرچه شاهزاده رضا پهلوي فرياد زدند: حواستان كجاست «سر اختاپوس در تهران است»، بخرج پرزيدنت بوش نرفت كه نرفت چون تصميم خود را گرفته بود لذا با يك حمله برق آسا شر طالبان و القاعده را از سر مردم مظلوم افغانستان كم نمودند تا اينكه مسئله عراق پيش آمد و پرزيدنت تهديد كردند كه صدام سلاح هاي شيميائي در اختيار دارد و اين خطر بزرگي براي كشورهاي خاورميانه است بايد آنها را نابود كرد تا ملتهاي اين منطقه حساس و نفت خيز در سلامت كامل بسر برند و همچنين بايد شر صدام و حزب بعث را هم از سر مردم تحت ستم عراق كم نمود هرچند دست پرورده خودمان است ولي ديگر كهنه شده و بدرد ما نميخورد بايد بفكر عامل تازه تري بود! اين بار برادر مسعود فرياد برآوردند، جناب پرزيدنت كجاي كاري؟ انبار سلاح هاي شيميائي و ميكروبي در ايران است ما كه در زمان جنگ ايران و عراق، با مدارك و اسناد محكمه پسند اعلام كرديم كه بمب باران شيميائي حلبچه كار حكومت ايران بود نه رژيم دموكرات و مردمي قائد كبير صدام حسين، آن روز به گوش پرزيدنت نرفت كه نرفت اكنون هم با صدها سند و مدارك اعلام ميداريم علاوه بر سلاح هاي اتمي، ايران زرادخانه انواع و اقسام سلاح هاي ميكروبي و بيولوژيكي است تا دير نشده به حساب حكومت دجال ها برسيد اما كو گوش شنوا؟ باز پرزيدنت بوش مركز محور شرارت را رها كرد و با كمك يار ديرينه اش انگلستان به عراق حمله كرد.

اكنون كه دولت آمريكا يك قدري خيالش از طرف افغانستان و عراق راحت شده بفكر ايران افتاده است و بهمين علت آقاي دونالد رامسفلد و پرزيدنت بوش تصميم گرفته اند كه به كمك اپوزيسيون، ايران را از زير سلطه ملايان مرتجع و مستبد بيرون آورند، ولي كدام اپوزيسيون؟ ماشاالله ماشاالله يكي دو تا كه نيستند، چند سازمان مشروطه خواه و سلطنت طلب كه چشم ديدن همديگر را ندارند. چند گروه چپ ماركسيستي كه سايه هم را با تير ميزنند، تعدادي هم دسته هاي ملي گرا كه جز خودشان ديگري را قبول ندارند. در اين ميان دو شخصيت ممتاز مورد توجه در صحنه وجود دارند كه سرآمد افرادند. برادر مسعود رجوي رهبر ابدي مجاهدين خلق با تز «جامعه بي طبقه توحيدي». ولي، ولي متأسفانه با اشغال عراق توسط آمريكا و انگلستان و خلع سلاح «ارتش آزادي بخش» فعلاً دستشان كوتاه شده است. بايد توجه داشت كه برادر مسعودخان از آن بيدها نيست كه با اين بادها بلرزد هر در كه به رويش بسته شود از در ديگري وارد ميشود و اكنون هم در حال مذاكره و معامله با نمايندگان آمريكاست. بايد منتظر ماند تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد! ديگري اعليحضرت رضاشاه دوم با شعار «امروز فقط اتحاد» كه مدعي هستند همه ملت ايران خواهان سلطنت ايشانند و هر روزه با نمايندگان قشرهاي مختلف درون ايران از علماي دين گرفته تا ارتش و سپاه پاسداران و كارگران و كارمندان و جوانان و... در تماس مستقيم اند. مستر مايكل ندين نيز ضمن تأييد ايشان اعلام داشته اند تمام گروههاي سياسي و مذهبي، بي صبرانه در انتظار بازگشت خاندان جليل پهلوي به ايران هستند تا شاهزاده جوانبخت بر تخت كوروش كبير تكيه زند و برخلاف دوره «دروازه هاي تمدن بزرگ» اين بار كوروش بزرگ خواهد توانست آسوده بخوابد چون شاهنشاه جوان برخلاف قول پدرشان بيدار خواهند بود. اما يك اشكال در ميان است و آن نبود يك سازمان مذهبي شناخته شده و فعال در ميدان مبتارزه، تا مانند دوران ساسانيان و يا صفويان در خدمت شاهان قرار گيرند و مردم را با اطاعت از دارنده فره ايزدي و يا سايه خدا مجبور نمايند. خوشبختانه بخواست اهوراي پاك «مسلمانان مشروطه خواه» از راه رسيدند و حمايت خود را از «اعليحضرت رضاي پهلوي» اعلام نمودند. ديگر مشگلي در بين نخواهد بود زيرا روحانيون شيعه تحت امر يك آيت الله العظمي مانند دوران ساسانيان و يا صفويان، در كنار شاهنشاه به امور ديني رسيدگي كرده و مردم را به اطاعت بي چون و چرا از پادشاه اسلام پناه دعوت خواهند نمود. بدين ترتيب مجدداً ايران پنجمين كشور جهان خواهد شد شايد هم چهارم! اما نكته مهم اينجاست كه نبايد از مكر رهبران «اسلام ناب محمدي» غافل شد بخصوص اعجوبه قرن، شيخ علي اكبر رفسنجاني كه شيطان رجيم را هم درس ميدهد تا چه برسد به بندگان خدا. شاهزاده رضا پهلوي و مسلمانان مشروطه خواه نبايد به وعده مايكل ندين و رامسفلد و چند سناتور آمريكايي دل خوش دارند. اگر خوب دقت كرده باشند خواهند ديد اين شيخ دغباز پسته فروش، هميشه يك تسبيح در دست دارد و با آن در حال استخاره است چون در همان حال فرستادگانش بطور مخفيانه در حال چانه زدن با نمايندگان شيطان بزرگ در گوشه هائي از اين جهانند و شيخنا مشغول دعا و رمالي است تا شايد دل ارباب بزرگ به رحم آيد دست از پشت و بستگانش برندارد. دنيا بازار مكاره است سياست در جهان امروز بده بستان و معامله مي باشد. حقوق بشر و آزادي و دموكراي را بايد در كوزه گذاشت و آبش را خورد، تازه اگر در كوزه آبي باشد. اين واژه ةاي دهان پركن مانند اسباب بازي كودكان است كه با آن سر مردم جهان را شيره بمالند تا كارتلها و تراست ها جيب هاي خود را روز به روز پرتر نمايند. براي مثال در همين آمريكا كه سردمداران آن اين همه سنگ مبارزه با تروريسم را به سينه مي زنند آيا تا امروز پرده از روي ترور پرزيدنت كندي مرحوم و برادرش برداشته اند و پرونده آن را براي ملت آمريكا افشا كرده اند، تا ترور مارتين لوتر كينگ آزاديخواه معروف و رهبر سياه پوستان آمريكا را پيگيري نموده اند كه چه مقام يا مقاماتي در پس پرده سر نخ را در دست داشته‌اند؟ كودتاهاي ضد مردمي در كشورهاي جهان مانند ايران، شيلي، آرژانتين و... بماند. بيچاره آن مردمي كه فريادرس شان آمريكا شده است و بدست آمريكايي ها مي خواهند به آزادي و دموكراسي برسند. ما ايرانيان مثلي داريم كه وصف حال دولتمردان آمريكاست: «اگر بيل زني، اول كرت خودت را بيل بزن». آمريكا اگر دلش براي ملت هاي خاورميانه مي سوزد كه اسير رژيم هاي مستبد و خودكامه شده اند نخست بفكر ملت آمريكا بيافتد. بلي در آمريكا آزادي هست فراوان هم هست اما بشرطي كه نخواهي سر از كار و برنامه كارتلها و تراست‌ ها دربياوري و يا موي دماغ آنها بشوي، هر كه كه باشي و در هر مقامي كه باشي مي فرستند بجائي كه عرب ني انداخت و اين را مي گويند دموكراسي آمريكايي.

اكنون گروهي دل خوش كرده اند كه پرزيدنت بوش و مستر دونالد رامسفلد و چند سناتور و روزنامه نگار آمريكايي كمر همت بسته اند تا به كمك چند تلويزيون و راديو و نشريه فارسي زبان برون مرزي حكومت آخوندي را به زباله داني تاريخ انداخته و شاهزاده رضا پهلوي را به تخت سلطنت بنشانند. زهي خيال باطل. گويا فراموش كرده اند كه ملتي هم وجود دارد. اين ملت ايران است كه بايد تصميم بگيرد و بس. ملت ايران اجازه نخواهد داد تا بار ديگر آلت دست بيگانه شود. ايران نه عراق است و نه افغانستان. ايران صاحب دارد و صاحب آن ملت ايران است. پس از يكصد سال مبارزه براي رسيدن به آزادي و مردم سالاري، بسيار تجربه اندوخته است. او ديگر به آقا بالاسر نيازي ندارد. اين بار خود ملت است كه بايد تصميم بگيرد و خود حاكم بر كشورش باشد و بهيچ دولت و كشور بيگانه اي هم اجازه نخواهد داد تا كوچكترين دخالتي در امور ايران نموده و يا اينكه برايش تعيين تكليف نمايد. نظام ملايان دير يا زود بدست مردم داخل كشور سرنگون خواهد شد. اگر تا امروز تأخيري در اين امر شده است عدم وجود يك جبهه واحد ضد استبداد و بيگانه پرستي است. اكنون جوانان ايران زمين براي رفع اين نقيصه، خود وارد ميدان مبارزه شده اند تا بكمك كارگران زحمتكش و ديگر اقشار جامعه حكومت ملايان را بركنار و رژيمي بر پايه فرهنگ ملي و دور از خشونت و انتقامجوئي، در سايه عدالت و مردم سالاري برپا دارند. قابل توجه آنهائي كه به وعده بيگانه دل خوش كرده اند. بخود آئيد و دل از بيگانگان ببريد و تا دير نشده به صف ملت ايران بپيونديد. در غير اين صورت:

عرض خود مي بريد و زحمت ما مي داريد

جعفر يگانه

برگشت به سرمقالات