گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
mai 2003 - n° 22

رفراندم ـ آري يا نه؟

 مدتي است كه سخن از رفراندم است و «رفراندم، رفراندم، اينست شعار مردم» همواره در اجتماعات بگوش ميرسد حتي شعر و آهنگ هائي هم براي رفراندم ساخته اند.

اگرچه اين شعار به ظاهر آزادي خواهانه به نظر ميرسد ولي در شرايط حاد كنوني و تا پس از سرنگوني رژيم غاصب و اشغالگر ولايت فقيه  و جمهوري اسلامي اش، بمانند بشكه باروتي خواهد بود كه هر آن احتمال انفجارش ميرود و مطمئناً نتيجه اي مرگبار براي ملت و كشور ما به همراه خواهد داشت.

همانگونه كه در سال 1357 ظاهراً رفراندمي صورت گرفت و نتيجه مخرب و ويرانگر آنرا ديديم، اينبار هم اين رفراندم نتيجه اي بهتر نخواهد داشت، چون قانون طبيعت است كه در شرايطي ملتهب و تب آلود، مغز و منطق همواره جاي خود را به هيجان و احساسات ميدهد و در آن حالت است كه بدترين تصميم ها گرفته ميشود. حتي اگر اين رفراندم براي انتخاب خدا در برابر اهريمن باشد و حتي اگر خدا را هم انتخاب كنيم، باز هم او را به دليل غلط انتخاب كرده ايم.

امروز قبل از اينكه صحبت از رفراندم كنيم كه ظاهراً سؤال آنست كه چه نوع رژيمي را ميخواهيم و يا چه كسي را ميخواهيم، بايستي قبل از هر چيز يك سري حقايق منطقي را در نظر بگيريم.

بنا بر مثل معروف كه ميگويد اول بايد چاه را كند و بعد منار را دزديد، بطور ساده اول بايد منطق را مستقر كرد و آنگاه نظرخواهي نمود.

امروز با نگاهي به جامعه ايراني، چه در درون و چه برون از ايران، مشاهده ميشود كه به گفته عاميانه: آب گل آلود است. اين گل آلودگي آب در جامعه ايراني همان چيزي است كه دشمنان ميهن در پي آن بوده اند و هستند و ما هم آگاهانه و يا ناخودآگاه به اين روند كمك كرده و همواره به آن كمك ميكنيم.

امروزه در مقابل فعاليتهاي مستمر و مؤثر دشمنان خارجي و مزدوران خانه زاد، ملت ايران متحير و مبهوت تنها بصورت نظاره گران گوسفندمآبي شده اند كه هر آن به زير تيغ سلاخ ميروند و باز هم بي اراده گردن به حكومت جلادان خود ميسپارند.

اين بهت زدگي مرگبار تنها از سردرگمي ملت ايران سرچشمه گرفته و ما بصورت گشتي نشستگاني درآمده ايم كه در كشاكش طوفاني مهيب سكانداري نيست تا اين كشتي را به ساحل نجات هدايت كند.

سخن از رفراندم در شرايطي كه هر روز دست و پا ميبرند و از جراثقالها مردم را به اتهامات واهي آويزان ميكنند و يا دعوت مردم به نافرماني مدني در شرايطي كه ديگر مدنيتي در ايران و براي ملت ايران باقي نمانده مطمئناً راه حلي نيست تا بشود به آن دل بست و به آزادي رسيد.

چگونه بايد از اين وضعيت رقت بار و شوم رها شويم و بار ديگر به اجتماع مردم متمدن بازگرديم؟

چگونه بايد ميهن را نجات داد قبل از اينكه بيش از اين خاكش را به توبره بكشند و درياهايش به ديگران تحويل بدهند؟

براي رسيدن به يك راه حل منطقي در هر شرايطي، مهم آنست كه داده هاي موجود را بسنجيم و با توجه به قابليتهاي خود راه حل را بيابيم.

اگر چنانچه قدري به موارد زير فكر كنيم و با تعمق به آن نگاه كنيم، شايد راه حل بهتري را بيابيم.

مشاهدات

1 ـ ملت ايران از هر جهت پلاريزه شده، يعني بنا بر خواست ذشمنان ميهن، پس از جنگ جهاني دوم، ملت ايران را با تزريق انواع ايدئولوژيهاي غربي و مسلكي و مذهبي از ناسيوناليسم و ملي گرائي دور كردند، تا جائي كه امروز به جاي ملت ايران، ما شاهد وجود خلقها و امت هائي هستيم كه تماماً در فكر به كرسي نشاندن عقايد و ايدئولوژيهاي سياسي و مسلكي خود هستند، نه آزادي و اعتلاي ميهن نكبت زده ما.

2 ـ شعار «فقط اتحاد» با تمام زيبائيش فقط يك شعار است و فقط يك رويا و آرزوي زيبا، تا زماني كه افراد و نيروهاي وابسته به عوامل خارجي سعي در اعمال افكار ايدئولوژيكي سياسي و مسلكي خود را دارند، اين شعار «فقط اتحاد» به هيچگونه اي نه تنها موجب اتحاد آحاد ملت ايران نخواهد گرديد، بلكه بدون شك در دراز مدت موجب دلسردي، دل افسردگي، و پراكندگي نيروهاي ميهن پرست خواهد شد.

3 ـ دعوت مردم به نافرماني مدني هم كاربردي تاكنون بيش از حدود شعار «فقط اتحاد» نداشته، زيرا همانگونه كه در بالا اشاره شد، چگونه ميشود از چيزي نافرماني كرد كه اصلاً وجود خارجي ندارد. در جامعه مدني، قانون و احترام به قانون وجود دارد. در جامعه مدني، مردم از حقوق مدني برخوردارند. در جامعه مدني، مردم حق اعتراض دارند. در جامعه مدني، مردم صاحب شغل و كارند. در جامعه مدني، دختران نوجوان ناچار نيستند كه خودفروشي كنند تا خانواده شان را از گرسنگي نجات دهند. در جامعه مدني بسيار چيزها هست كه در ايران امروز حتي ديگر كسي آنها را در خواب هم نمي بيند، پس بهتر است قدري واقع بينانه تر به موقعيت ملت ايران نگاه كنيم.

پس راه حل چيست؟

1 ـ به جاي تكيه بر نيروي گروهها و گروهكهاي سياسي و مسلكي و مذهبي و اميد داشتن به اتحاد آنها با يكديگر و با ميهن پرستان ايران، بهتر آنست كه محوري ايجاد شود تا ملت ميهن پرست ايران بدور آن گرد آيد و با تبعيت از يك استراتژي مشترك به پيروزي نهائي برسد. نبايد از نظر دور داشت كه كشور ما امروزه كشوري است اشغال شده و تحت تسلط رژيمي ناايراني و بيگانه با باورهاي ملي و سنتي ايرانيان با نگاهي به قوه قضائي آن كه در اختيار معاودين عراقي است و نيروي سركوبگر آن كه مركب از چريكهاي مزدوريست كه از فلسطين و لبنان و سوريه و سودان و افغانستان طالباني تشكيل شده است كه جاي چريكهاي ماركسيست اسلامي تعليم ديده در دبي و سوريه و لبنان و ليبي و اردن را كه امروزه مزدوران عراقي شده اند گرفته اند.

پس تأكيد بر همبستگي بدور محور فرهنگ ايراني است نه عقايد و اعتقادات سياسي و مذهبي و مسلكي، كه در ايران همه بايد اول ايراني باشند و تنها هدف آزادي و اعتلاي ايران، همانگونه كه در جنبش مشروطه خواهي، ملت ايران فراي اعتقادات مذهبي و عقايد سياسي از چهار گوشه ميهن بيكديگر پيوستند و خواستار عدالتخانه و آزاديهاي اجتماعي شدند. پس امروز هم خواسته ملت ايران همان است و وحدت و همبستگي به جز بر پايه فرهنگ ايراني امكان پذير نيست.

2 ـ با توجه به اصل اول و در نتيجه كليد نمادهاي اين رژيم غاصب و اشغالگر از نظر نيروهاي مبارز ملت ايران مردود و فاقد مشروعيت است، پس قانون اساسي ولايت فقيه و جمهوري اسلامي اش از درجه اعتبار ساقط است و كليه نهادهاي كشوري و لشگري اش و هرگونه قوانين جزائي و جنائي كه توسط اين رژيم به مورد اجرا گذارده شده مردود ميباشد.

3 ـ با توجه به مردوديت قانوني رژيم اشغالگر و بنا بر عنف جوامع متمدن و با توجه به اصل عطف به ماسبق در قوانين، بالنتيجه، تنها سند قانوني قابل رجوع كه از تصويب نمايندگان ملت ايران گذشته است و تنها سند قانوني است كه بدون اجازه ملت ايران، توسط نمايندگان منتخب خود در مجلسين شوراي ملي و سنا، نميشود آنرا ملغي و يا تغيير داد همانا قانون اساسي مشروطيت است كه احترام و اطاعت از آن بر كليه آحاد ملت، چه شاه و چه گدا، نه تنها ضروريست بلكه الزامي است، تا آن روزي كه دوباره انتخابات براي تعيين نمايندگان ملت ايران صورت پذيرد و آنگاه بنا بر خواسته ملت ايران هرگونه تغيير يا اصلاحي اگر لازم باشد توسط مجلس مؤسسان صورت پذيرد و سپس هرگونه تغييرات با رأي نهائي ملت به تصويب برسد.

پس به جاي شعار دادن براي رفراندم، منطقي و عاقلانه آنست كه كوشش كنيم تا پس از براندازي رژيم اشغالگر حاضر (راههاي مبارزه براندازي بصورت جداگانه بررسي خواهد شد)، مجلس شوراي ملي با الهام از قانون اساسي مشروطيت برقرار گردد.

5 ـ پس از انتخاب نمايندگان مردم و تشكيل مجلس شوراي ملي، بر طبق قانون اساسي مشروطيت، آنگاه نمايندگان مردم دو وظيفه مهم را انجام خواهند داد:

الف) انتخاب فردي بعنوان رئيس دولت موقت (نخست وزير موقت) براي ايجاد انتظام در جامعه و اداره مملكت در دوره گذر.

ب) انتخاب مجلس مؤسسان براي اصلاح قانون اساسي و بازنويسي قانون اساسي ايران در چهارچوب آداب و سنن و فرهنگ ايراني با احترام به حقوق انساني فرد فرد ملت ايران و حفظ تماميت ارضي ايران و وحدت ملي.

در آن زمان است كه ملت ايران با رجوع به قوه درك و درايت خود ميتواند گام در مسيري گذارد كه آينده اي درخشان را برايش به ارمغان خواهد آورد.

سازمان سرباز

 

برگشت به سرمقالات