گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
mars 2003 - n° 21

انقلاب! يا فريب ملي

 

انقلاب به معني دگرگوني بنيادي است كه معمولاً در جهت بهبود روابط اجتماعي، سياسي، اقتصادي در جامعه انجام مي گيرد مانند انقلابات ايدئولوژيكي، انقلاب صنعتي غرب و انقلاب فرهنگي...

در آناليز واقعه 75 در اين 24 سالي كه گذشت كه همواره تيتر خيلي از روزنامه هاي داخلي و خارجي بوده است علل آن را در درون ايران جستجو كرده اند. براي مثال تك حزبي بودن، مدرنيته بيش از حد، اسلامي نبودن رژيم، فقدان عدالت اجتماعي، نبودن احزاب آزاد و دمكراتيك و غيره... ولي در آن زمان بسياري از كشورهاي دنيا حتي كشورهاي اروپائي در مقايسه با شرايط ايران مي بايست آماده انقلاب مي بودند ولي ما ديديم كه اين فاجعه در ايران اتفاق افتاد.

اكنون اكثر انديشمندان و ميهن پرستان ميدانند كه واقعه 22 بهمن 75 در ايران از خارج صادر شد و علل آن منافع اقتصادي و ژئوپوليتيكي منطقه اي و بين المللي غرب بوده است و طرح آن در جزيره گوادلوپ توسط انگليس، آمريكا، فرانسه و آلمان ريخته شد.

انقلاب فرانسه و روسيه كه انقلاباتي بود كه در درون جامعه رشد كرد و پايه مردمي داشت و براي رهايي از استبداد، نابرابري هاي اجتماعي و رسيدن به جامعه اي آزاد كه در آن رفاه مردم نيز حفظ شود، صورت گرفت و نتايج مثبت و منفي آن را بخوبي شاهد هستيم.

در توطئه و فريب ملي 22 بهمن 75، از فقر فرهنگي سياسي بسياري از گروهها و سازمانهاي سياسي بهره برداري شد و باعث شد كه آنها راحت در اين دام بيفتند و همراه با خائنين به ايران و ايراني، سرنوشت سياهي را براي ملت بزرگ ايران رقم بزنند.

در زمان شاهنشاه آريامهر هرچند كه عوامل جاسوسي بين المللي و سازمانهاي ضدميهني همواره مشغول توطئه و دسيسه عليه توسعه و پيشرفتهاي جامعه، در بخشهاي مختلف مانند كشاورزي، دامپروري، صنعتي و سياسي و اجتماعي و بطور كلي توليد روند دموكراتيك در جامعه بودند، ولي ملت و جامعه خودجوش ايراني در آن شرايط با حمايت و همراهي بزرگ مرد تاريخ ايران شاهنشاه آريامهر توانست به پيشرفتهاي چشمگيري نايل آيد و ايران در رديف كشورهاي در حال توسعه، مي رفت تبديل به يك كشور توسعه يافته و هم پايه كشورهاي پيشرفتهجهان درآيد. شاهنشاه آريامهر در آن زمان در صدد بدست گرفتن هدايت كامل انرژي و اقتصاد دنيا يعني نفت و رهبري اوپك بود.

 

شاهنشاه آريامهر به گفته كنت دو مارانش رئيس سرويس اطلاعاتي فرانسه در دوران والري ژيسكار دستن، ديكتاتور نبود بلكه اتوكرات بود يعني ميل داشت همه كارها زير نظر او انجام شود، چرا كه او مي دانست اكثر اطرافيان او خائن و ضدميهني هستند.

درديدار سفير اسرائيل كه در آخرين روزهاي اقامت خويش در تهران پيش از ترك ايران در سال 57 به ديدن او رفته بود شاهنشاه آريامهر گفته بود، اگر چند سالي ديگر وقت داشتم ايران را يك كشور نمونه مي كردم.

هيچ دليلي در دست نيست كه در صحت آرزو و وطنپرستي شاهنشاه آريامهر يا در صداقت وي در بيان آن آرزو ترديد كنيم، زيرا با نگاه به مجموعه اقدامات وي پس از توفيق او در پايان دادن به قرارداد كنسرسيوم و تصمين حاكميت كامل ايران بر نفت و گاز و با توجه به نقشي كه ايران در ايجاد و تقويت سازمان اوپك بازي مي كرد و موضعي كه شاهنشاه آريامهر در اين زمينه در برابر خارجيان گرفت مي توان گفت كه وي به آنچه سفير اسرائيل از قول او نقل كرده است باور داشته است، و برخورد خصمانه شاهنشاه آريامهر با خارجيان، در حفظ منافع و حقوق ملي در خاطرات علم ديده مي شود.

شاهنشاه آريامهر در جريان برگزاري جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي در برابر آرامگاه كورش كبير ايستاد و گفت كورش آرام بخواب كه ما بيداريم، منظور او از «ما» خود او و ملت ايران بود ولي ديديم كه ملت ايران هم خواب بود.

به گفته داريوش بزرگ در لوحه اي كه به مناسبت اقدام براي حفر كانال سوئز در مصر از او به يادگار مانده، مي گويد: من پارسي هستم و به همراهي پارسيان مصر را گرفتم. امر كردم اين ترعه را بكنند از پي رودي كه از مصر جاري است. اين ترعه كنده شد، چنانكه فرمان دادم و كشتي ها از راه اين ترعه به پارس روان شدند چنانكه اراده من بود.

در آن زمان داريوش فرمانرواي سپاهياني بود كه بخش بزرگي از جهان متمدن آن روز را زير نگين خويش داشت.

شاهنشاه آريامهر به ايران بزرگ، ملت بزرگ و متمدن ايران و استقلال ايران باور داشت و براي رسيدن به ايراني آزاد و آباد تلاش مي كرد. ولي... در كنار اين انديشه ميهني منافع غرب به خطر افتاد و آنها (آمريكا، انگليس، فرانسه، آلمان...) در صدد سرنگوني او برآمدند.

مردم ايران در آن زمان درد دين نداشتند، درد فقر نداشتند و در دنيا از اعتبار و آبرو يك ملت بزرگ با فرهنگي جاوداني و متمدن برخوردار بودند. در آن زمان اگر روشنفكران و گروههاي سياسي اپوزيسيون به رژيم نزديك مي شدند و در سازندگي ايران شركت مي كردند و از پروژه فضاي باز سياسي از شاهنشاه آريامهر حمايت مي كردند شايد سياست بين المللي نمي توانست ايران را ويران سازد.

ما ديديم كه بعد از ابلاغ دستور عمل انقلاب توسط غرب عليه ملت بزرگ ايران همه راديوها، تلويزيونها، روزنامه هاي استعمار و گروههاي واسطه به آن شروع به فريب دادن ملت ايران نمودند و از شعارهاي اجراي قانون اساسي، آزادي، استقلال، حاكميت ملي كه در آن زمان بطور نسبي در ايران اجرا مي شد، جاي خود را به شعار «جمهوري اسلامي نه يك كلمه بيشتر و نه يك كلمه كمتر» داد، و اين فقر فرهنگي تأثيرگذاران آن زمان ايران و همراهي خائنين بود كه دسيسه بين المللي را پيروز ساخت. و اينان بدنبال سرابي كه به نابودي ختم مي شد رفتند و ميهن اهورائي را به منجلاب نيستي و نابودي كشاندند.

در اين 24 سالي كه گذشت فرزندان ايرانزمين همواره در شكنجه و مرگ غوطه ور بودند و به اين ملت بزرگ صدمات فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي جبران ناپذيري وارد آمد.

اين حكومت اسلامي همانطور كه بارها گفته ايم توسط جهان غرب به ايران هديه شد و در اين 24 سال هم همواره غرب حامي و نگه دار اين حكومت ضدانساني بوده است.

فرزندان ايرانزمين هيچ كشوري براي رسيدن به آزادي و استقلال و حاكميت ملي از شما حمايت نمي كند.

آمريكا و انگليس و كشورهاي غربي ديگر هرگز از دولتهاي ملي ميهني و جنبش هاي مردمي در منطقه حمايت نكرده است.

فرزندان ايرانزمين تنها به نيروي خودتان متكي باشيد و با همبستگي مي توانيد حق مسلم خود را بگيريد و بر سرنوشت خودتان حاكم شويد.

ملت بزرگ ايران، همه اين كشورهاي غربي دروغ مي گويند و نيروي تبليغاتي خود را در مسير انحراف حركت مردمي قرار داده اند و مي دهند، راديو بي بي سي، اسرائيل، آمريكا، فرانسه، همه در پي استمرار و تحكيم حكومت اسلامي دست نشانده خود هستند و اكثر تلويزيونهاي لس آنجلس در اين مسير گام برمي دارند.

فرزندان ايرانزمين آگاه باشيد و با بينش و انديشه آزاد و باز گام برداريد و تنها در پي كسب منافع و حقوق ايران و ايراني به مبارزه خود ادامه دهيد، و با همبستگي و ازخودگذشتگي حق خودتان و آزادي تان را از دنيا پس بگيريد، و به هيچ يك از كشورهاي خارجي و عوامل سرسپرده خائن آنها فرصت برنامه ريزي ديگر را ندهيد و فريب حرفهاي توخالي آنها را نخوريد و از تجربه تاريخي خود مدد بگيريد.

در قانون جزائي اگر شخص يا اشخاصي به قاتلين يا دزدان كمك كرده باشند، شريك جرم محسوب مي شوند و محاكمه خواهند شد.

من اكنون به عنوان يك فرزند ايرانزمين و مبارز راه آزادي و استقلال ملي، از تمام كشورهايي كه در ايجاد، استمرار و تحكيم حكومت مرگ و نابودي اسلامي در ايران شركت داشته اند و دارند اعلام جرم مي كنم و آنها را در كشتار و نابودي ملت بزرگ ايران سهيم مي دانم.

فرزندان ايرانزمين، ديديم كه آمريكا و انگليس، در مورد افغانستان چگونه عمل كردند. اكنون پس از گذشت نزديك به دو سال از سرنگوني طالبان، و ايجاد جمهوري اسلامي (مدل ايراني) در افغانستان توسط غرب، هنوز جنگ، ناامني و شورش در آنجا ادامه دارد.

نه آزادي، نه امنيت، نه سازندگي و نه ثبات به افغانستان بازنگشت.

ملت بزرگ ايران بايد بداند اگر آمريكا، فرانسه، انگليس، آلمان... به دمكراسي و منشور جهاني حقوق بشر اعتقاد داشتند، نخست اين حكومت را در ايران قرار نمي دانند، دوم آنكه، اين جانيان را 24 سال حمايت نمي كردند، جهان غرب مي داند در زندانهاي ايران چه مي گذرد، آنها مي دانند تاكنون چند صد هزار ايراني اعدام شده اند. آنها، از سنگسار و شكنجه و قطع اعضاي بدن ايرانيان توسط حكومت دست نشانده خود بااطلاع هستند. آنها تنها در مسير غارت سرمايه هاي ملي و مخازن زيرزميني ما از هيچ توطئه و دسيسه اي عليه ملت ايران روي گردان نيستند.

فرزندان ايرانزمين، امروز فريب سياست بين المللي در استمرار و تحكيم حكومت اسلامي شعار اتحاد تا همه پرسي است كه توسط آقاي رضا پهلوي در خارج فرياد زده مي شود و همين فرياد توسط عوامل و دانشجويان دفتر تحكيم وحدت آقاي رفسنجاني زده مي شود. ما در اينجا بخوبي اتحاد بين فراماسونهاي مذهبي داخل و فراماسونهاي به اصطلاح اپوزيسيون خارج را مي بينيم كه در اين مدت 24 سال نقش ستون پنجم رژيم را بازي كرده اند و اين اتحاد شاه الله و حزب الله كه توسط سياست ضد ايران و ايراني استعمار ريخته شده است براي ديكتاتوري، كشتار، جنايت و ويراني بيشتر فرزندان ميهن تدارك ديده شده است كه در كنار آن منافع جهان غرب بهتر حفظ خواهد شد و همواره روشنفكران و عاشقان ايران قرباني خواهند شد، تا كشور ما هموراه در قهقرا باقي بماند.

آقاي رضا پهلوي، شما شايد بتوانيد ايران را به رفسنجاني و سياست استعماري غرب راحت بفروشيد. ولي بدانيد كه در آينده در مقابل ملت بزرگ ايران جوابگو خواهيد بود و تاريخ در مورد شما قضاوت خواهد كرد.

ما مي دانيم كه همه عوامل و عناصر اطلاعاتي وابسته به رفسنجاني در آمريكا با دفتر شما رابطه دارند و جنبش براندازي ملت ايران را مي خواهند به بيراهه بكشانند. در اينجا بايد بگويم: پسر كو ندارد نشان از پدر، تو بيگانه خوانش نخوانش پسر!

شاهنشاه آريامهر در تمام عمر خود با استعمار و در راه ايراني آزادي و آباد مبارزه كرد و توانست با تمام كارشكني هاي استعمار در توسعه ايران موفق شود و همين استعمار بود كه او را از بين برد، چگونه مي توانيد شما در برنامه ريزي همه پرسي با رفسنجاني و عوامل استعمار كه پدر شما و ايران را نابود كردند همكاري كنيد؟ چگونه شما پول خون ملت قهرمان و مبارز ايرانزمين و رادمردان ارتش شاهنشاهي كه توسط ملايان و استعمار جهاني ريخته شد خرج مي كنيد؟ بدانيد كه جوابگو خواهيد بود.

من اكنون به نام يك فرزند ايرانزمين وفادار با شاهنشاه آريامهر و خواستهاي او تمام القابي را كه توسط شاهنشاه آريامهر به شما رسيده است از شما پس مي گيرم و بدانيد كه در ايران آزاد و آباد بعد از براندازي در دادگاه ملت ايران جوابگو خواهيد بود.

ملت بزرگ ايران، اكنون تاكتيكهاي عملياتي هسته هاي براندازي در ايران آغاز شده است و ضربات كشنده و پي در پي بر پيكر كثيف و فاسد اين حكومت شيطاني فرود خواهد آمد و با همت فرزندان ايرانزمين و شوراي براندازي بزودي، زمينه قيام ملي فراهم خواهد شد و ميهن اهورايي را از شر شياطين مذهبي ضد ايراني نجات خواهيم داد و جنبش برندازي ملت ايران پيروز خواهد شد و با سرنگوني و براندازي اين جباران و دزدان و قاتلين حكومت اسلامي و عناصر ستون پنجم آن، تاريخ درخشان آينده ايرانزمين را ترسيم خواهيم كرد، تاريخي مملو از بالندگي و فرزانگي، عشق و همبستگي، رفاه و آرامش، غرور و افتخار و تاريخي مداوم براي فرداي كشورمان و حاكميت فرزندان ايرانزمين بر سرنوشت خود، ما اجازه نخواهيم داد تجربه شكست هاي تاريخي دوباره تكرار شود. ايران بايد با دست توانايان نيك برتر ايراني ساخته و پرداخته شود، و براي رسيدن به آن مسئوليت ما فرزندان ايرانزمين براندازي حكومت اسلامي و ساختن ايراني آزاد و آباد است و دشمنان ملت ايران بدانند كه به عقب بازنخواهيم گشت، به پيش مي رويم و پيروزي از آن فرزندان ايرانزمين خواهد بود.

 

دكتر آرمان نوري
رهبر جنبش براندازي ملت ايران

 

برگشت به سرمقالات