گاهنامه پارس
ارگان سازمان پارس وشورای براندازی
janvier 2003 - n° 20

رفراندوم نه... براندازي آري

 با اوج گرفتن حركت ملت ايران براي سرنگون كردن رژيم ملايان و عميقتر شدن بحران سياسي، اجتماعي، اقتصادي در حكومت اسلامي شعار رفراندوم به يكي از شعارهاي اصلي حكومت و ستون پنجم آن در خارج تبديل شده است.

حكومت اسلامي در پي آن است كه با اين دست آويز بتواند حركت و جنبش ملت ايران را از مسير و هدف اصلي خود كه براندازي است منحرف سازد.

در كشوري كه آزادي وجود ندارد و جنبش هاي دمكراتيك همواره سركوب مي شوند چگونه مي توان انتظار داشت كه رفراندوم تعريف سياسي و اجتماعي خود را داشته باشد؟ ملت ايران آگاه است كه براي نجات از بحران كنوني و رسيدن به آزادي هاي فردي و اجتماعي و همچنين رفاه در جامعه تنها چاره، دگرگوني بنيادي در جامعه ايران يعني سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي است كه همواره از ابتدا با سركوب نيروهاي ميهني و مردمي خود را استوار نگاه داشته است و با دوگانه نمايان ساختن ساختار حكومتي و خيمه شب بازي هاي مختلف در ساختن اپوزيسيون و رهبران سياسي كاذب در داخل و خارج ايران مسير حركت مردمي را براي رهايي از ستم و ظلم جباران حكومتي در ايران، منحرف كرده اند.

اين حكومت آدمكش ياغي و ضد ايراني، ابتدا با شعار ميانه رو و تندرو و بعد نيز با شعار اصلاحات در متقاعد كردن توده هاي مردم همواره موفق بوده است و همزمان همواره به قتل و غارت اين مملكت و سركوب ميهن پرستان ادامه داده است.

اكنون بعد از به پايان رسيدن تاريخ مصرف، شعار اصلاحات، حكومت دستاويز ديگري را براي ادامه بقاي ننگين خود تدارك ديده است و اين چيزي جز شعار رفراندوم نيست.

من، آرمان نوري،‌فرزند ايرانزمين، در بيان عقايد خود كاملاً روشن و بي پروا سخن مي گويم و خيلي صريح تكليف خود را با دشمنان و سرسپردگان خائن به اين مرز پرگهر اعلام مي دارم.

حكومت ملايان بايد نابود گردد، و ميبايست سرزمين اهورائي توسط عاشقان و خدمت گزاران راستين آن كـه شما ميهن پرستان و فرزندان واقعي ايرانزمين هستيد ساخته و پرداخته گردد، تا فردايي پربار و مملو از بالندگي و فرزانگي براي خود و نسلهاي آينده ايران داشته باشيم.

من نمي توانم موضع خود را براساس انتقاد ديگران تنظيم كنم و به دنبال تشويق آنها نيز نخواهم بود. زندگي من عمدتاً با انتقاد همراه بوده است وتضاد درانتقادات نيز وجود داشته است، ولي ما ازانتقادها و تضادهاي سازنده بهره مي گيريم و همواره سعي خواهد شد روندي انساني و مردمي در جريان جنبش حكم فرما باشد.

من اين مسئوليت را براي لذت بردن بر دوش نمي كشم و همواره از آن سدمات مالي و جاني و حتي خانوادگي ديده ام، اين يك وظيفه ميهني، مردمي است براي ترسيم تاريخ فرداي ايرانزمين.

بارها گفته ام، باز هم مي گويم، رفراندوم بايد بعد از براندازي براي تعيين نوع رژيم آينده و با ناظران ميهني و مردمي و نمايندگان گروهها و احزاب سياسي ايراني برگزار شود.

بايد گفت در حال شعار رفراندوم در مسير رهايي ملت ايران و سرنگوني حكومت اسلامي نيست بلكه در روند بقاي بيشتر آن است.

براي مثال به فرض حكومت براي خروج از بحران همين فردا اعلام كند كه در چند ماه آينده در ايران رفراندومي برگزار مي شود و از اپوزيسيون هم دعوت شود در اين رفراندوم شركت كند، و براي اينكه ظاهري دمكراتيك نيز به آن بدهند از ناظرين بين المللي هم خواسته شود كه بر صحت اجراي اين رفراندوم نظارت داشته باشند (عوامل بين المللي هوادار حكومت اسلامي).

روشن است كساني كه از اين برنامه حمايت خواهند كرد عناصر وابسته و خائنين خواهند بود كه با هماهنگي فراماسونهاي مذهبي در ايران و فراماسونهاي ستون پنجم رژيم در داخل اپوزيسيون در اجراي اين پروژه كوشا خواهند بود تا به بقاي اين حكومت ضدمردمي و ضدايراني تحكيم و استمرار ببخشند و منافع جهانخواران را محفوظ دارند. در اين برنامه تعدادي از رهبران سياسي مشروطه خواهان، چپ ها، ملي ـ مذهبي ها و ملييون وابسته شركت خواهند داشت، اينها گروههايي هستند كه همواره از خاتمي و اصلاحات او حمايت كرده اند و شعار رفراندوم با نظارت ناظرين بين المللي را مي دهند. در اين رفراندوم ريش و قيچي تماماً در دست حكومت اسلامي و حاميان بين المللي آن كه در سيه روزي ملت ايران دست داشته اند، خواهد بود. اينها مي خواهند جانشيني براي خاتمي انتخاب كنند، و آخوندها بر سر قدرت باقي بمانند و همان روش گذشته با شكل ظاهري متفاوت در اداره مملكت به اجرا درآيد و در اين مسير و هدف همواره ميهن پرستان و طرفداران دمكراسي و مردم سالاري و رفاه در جامعه سركوب خواهند شد. اين برنامه اي است كه طراحان شعار رفراندوم با ناظران بين المللي تدارك ديده اند. لذا در برابر شعار رفراندوم كه از سوي حكومت اسلامي و عوامل ستون پنجم و سياستهاي بين المللي طرفدار آن مطرح مي شود ملت غيور ايرانزمين مي بايست براي رسيدن به آرمانهاي ميهني خود كه استقلال، آزادي و تماميت ارضي همراه با رفاه اجتماعي است، شعار براندازي را فرياد زند و بدانيد شما فرزندان ايرانزمين مي توانيد با حمايت شوراي براندازي در يك قيام ملي سراسري اين حكومت و عناصر ستون پنجم آن را به زباله دان تاريخ بفرستيد، و آن زمان است كه فرزندان راستين ايرانزمين بر سرنوشت خويش حاكم خواهند شد و راستي، نيكي و زيبايي به سرزمين ما باز خواهد گشت.

ملت ايران، شما مي بايست با آگاهي گام برداريد و مبارزه خود را براي ايجاد يك دگرگوني بنيادي ادامه دهيد تا بعد از براندازي بتوانيم به يك نظام اجتماعي نوين كه منافع و حقوق تمام طبقات اجتماعي در آن تعيين شود دست يابيم و اين است عدالت اجتماعي و حاكميت ملي و مردمي كه در آن آزادي هاي اقتصادي و سياسي حفظ خواهد شد و روند نو و انساني در مناسبات بين تمام اقشار جامعه ايجاد خواهد گشت. براي رسيدن به اين آرمانها، هماهنگ كردن پتانسيل پراكنده براندازي از نيروهاي ميهني و مردمي چاره پيروزي مي باشد، كه آنها تركيبي از نيروهاي مبارز مردمي با عقايد متفاوت سياسي ولي در مسير براندازي هستند. اين تشكيلات سياسي در فرداي ايران احزاب چپ و راست را كه زمينه ساز دمكراسي در ايران خواهد بود، بوجود خواهند آورد.

البته هشدار مي دهم به آقاياني كه بدون بررسي و عاقبت انديشي نامه سرگشاده مي نويسند و در روزنامه ها به چاپ مي رسانند و به دنبال اتحاد ملي با ستون پنجم رژيم اسلامي مي باشند. شما چگونه مي خواهيد با افرادي كه نام برديد و معلوم الحال هستند و بدليل شناخت مردم از آنها و سوء پيشينه بد به مهره هاي سوخته تبديل شده اند ايراني آزاد و آباد بسازيد؟

بايد گفت اين پيشنهاد اتحاد ملي شما براي شوربختي بيشتر ملت ايران تدارك ديده شده است نه براي آزادي و دمكراسي و رفاه.

براي فرداي ايران تغيير انديشه و كلام در مسير جريان و حركت مردمي و گفتمان هاي مردم پسند كافي نيست، اين عمل كرد و كردار نيك است كه نتيجه بخش خواهد بود و استواري در انديشه، گفتار و كردار نيك در طي دوران زندگي است كه با آن انسانها را ميتوان شناخت، كه در ليست شما يك نفر را هم با اين شرايط نمي توان يافت.

ما به اين باوريم كه شعار رفراندوم در حال، سرنوشتي جز شعار اصلاحات نخواهد داشت حتي اگر بخش كوچك و ناچيزي از كوچك انديشان ناآگاه در اين لحظه بر اين توهم باشند كه از طريق رفراندوم در اين حكومت چيزي عايد آنها خواهد شد.

مردم ايران بدانند كه براي رسيدن به استقلال و آزادي و تماميت ارضي و نيز رفاه و عدالت اجتماعي و غرور و افتخار ايراني بودن، بايد از مرز براندازي عبور كرد و بعد از آن رفراندوم در فضاي آزاد و باز سياسي با نظارت رهبران سياسي و نمايندگان مردم ايران برگزار خواهد شد و در آن نوع رژيم آينده ايران به همه پرسي خواهد رسيد.

دكتر آرمان نوري
رهبر جنبش براندازي ملت ايران

 

برگشت به سرمقالات